من خودمم اویل هرچی بود واسه اطرافیان میگفتم باعث میشد هی نظر بدن گند بزنن به تصمیم ولی الان چندساله هیچی نمیگم واقعا بهتر پیشرفت کردم توروخدا به خودت بیا تا دیر نشده
بعدم واقعا تعجب میکنم از پدرو مادرت
من خودم میرم خونه مادرم میگه وایسا میگم مامان حتما باید اتفاقی بیوفته که مثل ادم زندگی کنم قشنگ قبول میکنه
چرا مادرت درست راهنمایت نمیکنه
ازت خواهش میکنم فقط بفکر زندگیت باش پدر و مادرت سرجاشونن چیزی نمیشه ولی کافیه کوچکترین اشتباهی تو زندگیت رخ بده دیگه تا اخر عمر خودت رو لعن و نفرین میکنی
نمیدونم چجوری توصیح بدم که قانع بشی زندگیت اولویت داره واینکه اینم یه تجربه و خاطره میشه واست اگه بری چه بهتر که واسه همیشه نیست پس یه تجربه شیرین میشه واست