2777
2789

هیچ وقت نمی گفت : نه

 نوشته ی داستانی خانوم #نفیسه_مرشدزاده از زندگی پیامبر اکرم برگرفته از روایات کتاب سنن النبي نوشته ی علامه طباطبایی 


 مردم حرف درآورده بودند که این مرد، ساده لوح است این را خود قرآن می گوید. بس که قاتی مردم می شد و رویش نمی شد حتی وقتی کار دارد، به تان بگوید یا شوند بروند


می گویند با هر کس دست می داد، دست خود را نمی کشید تا طرف دست خود را بکشد.


 با هر کس می نشست، آن قدر صبر می کرد تا خود او برخیزد و آن قدر حرفش را گوش می کرد تا خود او حرفش را قطع کند.


 


اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اصحابش گفته اند وقتی از چیزی به خنده می افتادیم، با ما می خندید؛ وقتی تعجب می کردیم. با ما تعجب می کرد. از آخرت حرف می زدیم، با ما درباره ی همان حرف می زد. از دنیا می گفتیم. با ما از همان می گفت. از خوردنی ها و آشامیدنی ها هم حرف می زدیم. او هم از همان حرف می زد.


و روزی مشتری را دید که زانوهایش بسته شده و هنوز بار سنگینی بر روی آن است. گفت به صاحب شتر بگویید خود را برای مواخذه خداوند در روز قیامت اماده کند


 گفت: "اگر در حال کاشتن نهالی بودید و علائم روز قیامت فرا رسید، به کار خود ادامه دهید و نهال را بکارید" 


 گروهی از اصحاب خود را برای تبلیغ اسلام به منطقه ای دیگر فرستاد. قبل از سفر از او پرسیدند تا چگونه این کار را انجام دهند، گفت: تعليمشان دهید و آسان بگیرید. سه بار از او این را پرسیدند و هر بار جواب همین بود. بارها گفت که بر مردم آسان بگیرید زیرا مبعوت نشده ام تا آنها را به زحمت بیاندازم


 گفت : مبادا قبل از ذبح گوسفند، در جلوی چشمان گوسفند چاقو را تیز کنید. بدانید که حیوان هم می فهمد، حق ندارید در دل حيوان غصه بیاندازیدو گفت : زنی به بهشت رفت و تنها کار خوبش این بود که به گربه ای غذا می داد.


گفت : اسراف همیشه حرام است مگر برای خرید و استفاده از عطر، خودش همیشه عطر گل بنفشه می زد و در سفر هم همواره آن را با خود می بردو می گفت ریش های خود را کوتاه نگه دارید زیرا به تمرکز و حافظه تان می افزاید


 ..در زمانی که قدری با کفار صلح شده بود به قصد خریدن زمینی در منطقه خوش آب و هوای طانه، عازم آنجا شد. چند روز بعد برگشت و گفت که قبلا همه زمینها را مردم خریده اند. نخواست به عنوان حاکم به زور چیزی راو تصاحب کند


و گاهی بر بستر می خوابید، گاهی بر حصیر و گاهی بر زمین، غذایش ساده بود، هرگز از غذائی ایراد نمی گرفت، اگر مورد پسندش نبود از خوردن آن منصرف می شد.


و روایت ها می گویند : وقتی از او کاری می خواستند اگر موافق بود می گفت آري و زود انجام می داد. اگر نمی خواست انجام بدهد. فقط سکوت می کرد. هیچ وقت نمی گفت: نه! 


 هیچ وقت نمی گفت: نه. تصورش سخت است؟ نه؟ دلمان برای مردانی که بلد باشند روی این لبه های تیز راه بروند تنگ شده آخرین باری که یکی از این ها را دیدیم، کی بود؟

اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سلام دوستای عزیزم

میشه لطفا به نیت قطع شدن تب پسرم دعای نور بخونید

ایشالله به خواسته های قلبیتون برسید


بِسْمِ اللّهِ النُّورِ، بِسْمِ اللّهِ نُورِ النُّورِ، بِسْمِ اللّهِ نُورٌ عَلى نُورٍ، بِسْمِ اللّهِ الَّذى هُوَ مُدَبِّرُ الاُْمُورِ، بِسْمِ اللّهِ الَّذى خَلَقَ النُّورَ مِنَْ النُّورِ، اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ، وَ اَنْزَلَ النُّورَ عَلىَ الطُّورِ، فى كِتابٍ مَسْطُورٍ، فى رَقٍّ مَنْشُورٍ، بِقَدَرٍ مَقْدُورٍ، عَلى نَبِيٍ مَحْبُورٍ، اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى هُوَ بِالْعِزِّ مَذْكُورٌ، وَ بِالْفَخْرِ مَشْهُورٌ، وَ عَلَى السَّرّاءِ وَ الضَّرّاءِ مَشْكُورٌ، وَ صَلَّى اللّهُ عَلى سَيِّدِنا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطّاهِرينَ.

کلی اطلاعات حقوقی براتون میزارم تو تاپیک اطلاعات حقوقی امیدوارم ب دردتون بخوره ❤

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

همسر من تو ای سیو بخاطر کرونا میشه دعاش کنین یه صلوات از ته دل براش بفرستین ، قربون دلهای مهربونتون

اللّهُمَّ صَلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم

اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792