نباید ازدواج مبکردم و نباید بچه دارمیشدم. نزدیک سه ساله ازدواج کردم. بچم یکسالو نیمشه دختره.. باهمسرم فراووون اختلاف دارم.. داستانمون عشقی بوذ که الان چیزی جز نفرت ندارم.
همسرم فرد بیکار دهن بین خاله زنک،، دروغگو سیگاریه.. اوایل کار مبکرد بعد بیکارشد. دوس داره همچی مال خودش باشه. حتی توی خونه کار نمبکنه. کمکم اصلا نمیکنه. من شاغلم. هم بیرون هم خونه اذیتم واقعا. شبا میره پیش دوستاش. هروقت هرچی مبخاد باید اجرا کنم. خسته شدم خبلی ازش زده شدم. نمیخام واثعا باش بمونم