چرا من اخه ... چرا مادرها و پدرا اینقد بد شدن😭 چرا احساس میکنم توی خونه یه ادم اضافی ام باور کنید روزی دو کلمه هم با مادرم حرف نمیزنم وقتی ادمای اطرافم که چقد با مادراشون راحتن رو میبینم دلم از زمین و زمان سیر میشه 😔 یه راه حلی بدین بهم که دیگه انقد فکر و خیال نکنم دلم میخاد شاد باشم اما هیچوقت نتونستم افسرده شد دیگه خستم بریدم دوست دارم خودکشی کنم راحت شم ... بغض داره خفم میکنه جلوی همه میخندم ولی اخرین باری ک از ته دل خندیدمو یادم نمیاد همه فقط لبخندم رو میبینن شوخ طبیعیمو میبینن هیچکس از ته دلم خبر نداره ...
اگر بمیرم مامان بابام تا مدتها شب و روز تو قبرستون بالای سرم خواهند موند، چون میخوان مطمئن بشن با پسرای قبر بغلی نمیریزم رو هم ، قبل ۹ برمیگردم تو قبرم و شب بیرون قبرم جایی نمونم😑😂
روزی نیست ک باهام جر و بحث نکنه از صبح برخدا که پا میشه تا لحظه خواب فقط دلم خودکشی میخواد😭😭
اگر بمیرم مامان بابام تا مدتها شب و روز تو قبرستون بالای سرم خواهند موند، چون میخوان مطمئن بشن با پسرای قبر بغلی نمیریزم رو هم ، قبل ۹ برمیگردم تو قبرم و شب بیرون قبرم جایی نمونم😑😂
اگر بمیرم مامان بابام تا مدتها شب و روز تو قبرستون بالای سرم خواهند موند، چون میخوان مطمئن بشن با پسرای قبر بغلی نمیریزم رو هم ، قبل ۹ برمیگردم تو قبرم و شب بیرون قبرم جایی نمونم😑😂
همیشه سعی میکنم باهاش خوب باشم ولی اون اصلا ملاحظه نمیکنه سر یه بحث خیلی کوچیک و بی ارزش باهام دعوا میکنه 😔😔
اگر بمیرم مامان بابام تا مدتها شب و روز تو قبرستون بالای سرم خواهند موند، چون میخوان مطمئن بشن با پسرای قبر بغلی نمیریزم رو هم ، قبل ۹ برمیگردم تو قبرم و شب بیرون قبرم جایی نمونم😑😂
اگر بمیرم مامان بابام تا مدتها شب و روز تو قبرستون بالای سرم خواهند موند، چون میخوان مطمئن بشن با پسرای قبر بغلی نمیریزم رو هم ، قبل ۹ برمیگردم تو قبرم و شب بیرون قبرم جایی نمونم😑😂
30 سالشه مامانم ... نمیدونم چیکار کنم خیلی وقتا با اینکه اون مقصره من ازش معذرت خواهی میکنم میگم عیب نداره ولی انگار نه انگار شدم بازیچه دستش...همه با مادراشون بگو بخند دارن ولی من... همیشه کارم گریه کردن نه خواهری نه برادری فقط خودم و خودم
اگر بمیرم مامان بابام تا مدتها شب و روز تو قبرستون بالای سرم خواهند موند، چون میخوان مطمئن بشن با پسرای قبر بغلی نمیریزم رو هم ، قبل ۹ برمیگردم تو قبرم و شب بیرون قبرم جایی نمونم😑😂
همیشع همیشه توی اتاقم شدم مثل یه زندانی ... حتی به اینکه توی اتاقمم گیر میده میگه چرا تو همش تو اتاقی میرم تو پذیرایی دعوا میکنه دیگه نمیفهمم چیکار کنم
اگر بمیرم مامان بابام تا مدتها شب و روز تو قبرستون بالای سرم خواهند موند، چون میخوان مطمئن بشن با پسرای قبر بغلی نمیریزم رو هم ، قبل ۹ برمیگردم تو قبرم و شب بیرون قبرم جایی نمونم😑😂
آره عزیزم اگه هم به هر دلیلی مقصر ایشون اند چون مادرت احترامش واجبه پس سعی کن زیاد دور و برش نپلکی و سرت به کار خودت باشه منم در دوران مجردی یه بازه ی زمانی همین مشکل رو با مامانم داشتم و سعی کردم بهش بی تفاوت باشم ولی خداروشکر الان رابطمون خوبه امیدوارم مال شمام همینطور شه
آره عزیزم اگه هم به هر دلیلی مقصر ایشون اند چون مادرت احترامش واجبه پس سعی کن زیاد دور و برش نپلکی و ...
از ۱۲ سالگی همین مشکل رو دارم😔 پدرمم از مادرم دفاع میکنه😔 بخاطرشون از یازده سالگیم به بیماری تریکوتیلومانیا یا همون جنون کندن مو مبتلا شدم از کی که افسرده شدم گوشه گیر ترین دختر جهانم😔
اگر بمیرم مامان بابام تا مدتها شب و روز تو قبرستون بالای سرم خواهند موند، چون میخوان مطمئن بشن با پسرای قبر بغلی نمیریزم رو هم ، قبل ۹ برمیگردم تو قبرم و شب بیرون قبرم جایی نمونم😑😂