مادر من انقددددر نفرینم می کرد خاک بر سرش
همش می گفت ایشالا سیاه بخت بشی
ایشالا بدبخت بشی
ایشالا ....😭😭😭
نفرینایی می کرد که آدم برای دشمنش نمی کنه
منم بهش می گفتم به دعای گربه سیاه بارون نمی یاد
....
خدا ازش نگذره
ازش متنفرم
اصلا بهش زنگ نمی زنم
از شنیدن صدای نکره اش تنم می لرزه
خودش بهم زنگ می زنه
الان دیده آنقدر بدبخت شدم
لابد دلش برام می سوزه ...
ولی من ازش بیزارررررم