پدرم مشکل قلبی داره سنش بالاس
من هم نامزد کردم ۱۷ سالمه مادرم فوت شده تمام وظایف خونه هنوووز رو دوش منه
خواهرم صبح که از خواب پا میشم میبینم خونه نیستش معلوم نیست میره کجا تا ۲ روز نمیاد
بعضی وقتا میشینم انقدر گریه میکنم و میزنم خودمو که از حال میرم
اینم بگم!خواهرم کلاس هفتمههههههه
من از این میسوزممم که با ادمای ل.اشیییی میگردهههه اصن بچسسسس
من از هر راهی بگین جلوشو نتونستم بگیرم
وقتایی ک میره بیرون بابام نمیدونه مث الان چون اگه بگم حالش بد میشه یه بار امتحان کردم و حالش وحشتناک شد
منم مث خواهرتون بدونید شرمنده ی مادرم شدم
دیوونه شدم
چکار کنم