2789
عنوان

نمی‌دونم

174 بازدید | 6 پست

سلام دخترم ۲۱ساله چند وقت پیش رفتم برا عمل جراحی دکتر اونجا که یه پسر جوون بود مجرد 

مدام در مورد خودم ازم سوال میپرسید 

مثلا رشته ات چیه و اینا 

و اینکه مدام لبخند میزد 

بعد از عمل لحظه ای که بهوش اومدم  گفت منو میبینی من آب میخاستم بهم مقداری زیادی در مقایسه با مقدار خیلی کمی که پرستارا دادن آب داد دستشو کشید رو لبم دستمو گرفت بعدشم گفت چرا انقدر لبات سفید شده (بخاطر خشکی زیاد سفید شده بود )مگه بیسکویت خوردی؟داشت شوخی میکرد بعدم گفت با آستینت پاک کن و رفت


بعدم اومد بالا سرم تو بخش گفت مشکلی نداری گفتم درد می‌کنه گفت درد که می‌کنه 

فرداشم اومد پانسمانمو عوض کرد و نمیتونستم از تخت بلند بشم زیر یه کتفامو گرفت زیر اون یکیشم مامانم گرفت 


بعدشم مامانم گفت آزمایشگاه کی برم گفت همین الان بعدشم که تنها شدیم گفت چرا اینطوری نگاه می‌کنی نکنه فکر می‌کنی تقصیر منه که ....

روزیم که رفتم بخیه هامو بکشم دست کشید جای عملم گفت علتش چی بوده و لبخند زد 

بعدشم نگاش کردم لحظه آخر دیدیم داره نگام می‌کنه 

علت رفتارش چی بود ؟

چشمت گرفتت 

نترکون دیگه سومین کاربریمه نی نی یار  عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت فتنه انگیز جهان غمزه جادوی تو بود   خدایا شکرت بابت داشتن یه پدر و مادر دلسوز و یه همسر مهربون دو تا وروجک شیطون فقط تنها چیزی که خدا جون ازت میخوام سلامتی خانوادمه همین   اقایون محترم درخواست دوستی ندید   

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

منظورت چشمشه؟!

اره 

نترکون دیگه سومین کاربریمه نی نی یار  عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت فتنه انگیز جهان غمزه جادوی تو بود   خدایا شکرت بابت داشتن یه پدر و مادر دلسوز و یه همسر مهربون دو تا وروجک شیطون فقط تنها چیزی که خدا جون ازت میخوام سلامتی خانوادمه همین   اقایون محترم درخواست دوستی ندید   
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792