نه خواهرشوهر آدم خوبی هست نه جاری ..من از هر دو شانس ندارم ...سه تا جاریم از ما سه تا فقط من رفت و آمد داشتم با خانواده شوهر اون دوتا 15ساله قهرن نمیرن تحویل نمیگیره احترام گذاشتم اومدن خونه ام .. بهترین تدارکات میگرفتم آخرش تو پاچه ما کرد ..راست میگن قدیمی ها هرچی بی احترامی کنی عزیز میشی ...اون هم بخاطر اینکه شوهرم ضمانت پدرش نکرد خواهراش از چشم من دیدن که زنت نمیزاره شوهرم خودش از خانوادش برگشته بخاطر بی احترامی ها بی ادبیهاشون ...برای همین هم محیط کارشوهرم زنگ زدن بدوبیرا گفتن هم شکایت کردن از من حالا بیا خوبی کن ...ماهانه 800بهشون میدادشوهرم ولی دوتا پسرهای دیگشون درخونه را نمیداد اونها را ...جواب خوبی ما را این طور دادن..خواهرشوهرام فقط تو روستا اسم درآوردن همه از این ها میترسن میگن بی آبرویی ...میگه از زن سلیته دورکعت نماز دوره ...بچه خواهرش 12ساله محبت از خانواده ندیدن که ..وقتی میامد اینجا به من میگفت زن دایی جان من هم میگفت جان اینها فکر کردن چه خبره رفتن حرف درست کردن برام که من با اون بچه ام تا چه اندازه فکر میکنی دیوانه میشی ..من هم در جواب پیام بهشون گفتم اگه بچه خواهر ببخشید بی ادبی مینویسم فلان چیز داشت میامد خاله هاش میکرد ...اگه بد گفتم بگو بده ...قاضی نمیفهمه اون چی گفته که من همچین پیام را دادم ....درس خوندن تو مملکت ...