ایشالله ولی با این حرفایی که رد و بدل شد ، من دیگه زنگ نمیزنم بهشون بزار گرفتارم بشم سرکار نتونم برم شب تنها بمونم ولی خسته شدم خداییش از گدایی کردن . بلاخره بچه پسرشه خودش داره میبینه ندارمپوشک بخرم قطره هاش بخرم بچه مریض بود دل نکرد بگه ببرش دکتر، از بی عرضگی پسرش به این روز افتادیم. ولی خوب بلده طعنه بزنه که تو برنامه نداری واسه خقوقت گفتممگه من حقوقم چقدره که زندگی میچرخه همه چی ده برابر شده بعدم چقدر قسط دارم میدم من