در دنیای خیالات سر کردن چه شیرین است
خیالاتی که ازان توست
خیالاتی شگفت انگیز که گاهی روشن و گاهی تاریکن
چه بگویم از احساس درون قلبم
چه بگویم از حالی که دارم
گاهی اوقات غرق میشوم در خیالت
گاهی اوقات حالم بد میشود از نبودنت
چه بگویم از این عشق نافرجام
که پایانش بسی تلخ است برای من
عشقی که تو ازش هیچی نمیدانی
ولی همه اطرافیانم میدانند
تو به من بگو چه بگویم
ای گل نوشکفته در درونم
چه بگویم از احساس درون قلبم
چه بگویم از احساسی که دارم
ای خدایا کمکم کن
تا بتوانم ارام گیرم
خدایا تو به من بگو چه بگویم از عشقی که دارم؟
خدایا کمکم کن
تا بتوانم ارام گیرم
حالماصلا خوش نیست
گاهی چهرم خندان است
گاهی گریان
هیچکس غمی که در سینه دارم را نمیبیند
خدایا حالم را میبینی؟
میبینی که دارم از درون نابود میشوم
میبینی که حالم دست خودم نیست
ای جان دلم با این که دردناک است برای من
ولی امیدوارم به معشوقه ای خود برسی
ارزوی من این است که خوشحالیت را ببینم
حتی اگر تو مرا اصلا نبینی
ای یار من در گلستان دلم
فقط تویی که با ارزشی
گل من وقتی میبینم خوشحالی
منم ز خوشحالیت شاد خواهم شد
از خدا میخواهم که
که همیشه شاد بمانی💕💓