پدر شوهرم خیلی اذیتم میکنه خیلی ی دختر با ی عروس دیگه هم داره قفلی زده رو من خستم کرده.شوهرمم از خونه فراریه انقدر غر میزنم.تو ی حیاط زندگی میکنیم و وقت و بی وقت خونه من هستش و منو میپاد و منو چک میکنه.شوهرم وند دفه تو روش وایستاد بهش گفت ب زن من چکار داری همش توی خونس ن تفریحی داره ن جایی مبرمش اینم بگم من توی شهر غریبم.خلاصه خیلی بلا سرم میده .دلم رو میشکنه.امشب شلم خونشون بودیم جلو همه منو سکه ی پول میکنه ارزوی مرگش رو دارم.از امام حسن و امام رضا فقط مرگ و جون دادنش رو میخوام.شوهرم خیلی غصه میخوره خودشم مریضه پارسال شیمی درمانی میشد.الان یکسره داره سیگار میکشه.برام دعا کنین دوستان نجات پیدا کنیم