سلام
من بعد ازشش ماه دوستی حالا یک سالو نیمه نامزدکردم
خانواده ی نامزدم منو دوس دارن منم واقعا دوستشون دارم مخصوصا مادرش
نامزدم چن تا عمه داره که وقتی مامانش با عمه هاش حرف میزنه کلن تغییر میکنه و یه ادم دیگه میشه
امروز که خونشون بودم مامانش سر حرفو باز کرد و شروع کرد به گفتن در مورد گواهی سلامت منم فهمیدم منظورش من هستم با یه حالتی بلند شدم که مشخص بود بهم برخورده نامزدمم بدجور نگای مامانش کرد بعد بلند شد اومد پیش من
حالا بنظرتون کاره من درس بوده؟؟