جاری منم برام نقشه میکشید من خبر نداشتم.البته من با شوهرم خوبم . ولی حرفای خودشو از زبون من میگفت
شوهرشو انداخت به جونمون .حرفای نامربوط زدن.جاری منم خودشو خانوادش ادمای درستی نیستن.باعث شدن با این حاملگی داروی تپش قلب بخورم . برادرشوهرم ممو کلی تهدید کرد حتی برادرمو تهدید کرد تا همه رو به جون هم بندازه
فقطو فقط بخاطر حسادت . چون من اهل خونه زندگیم . صبورم خانوادم خوبن . برادر شوهرم دنبال بهانه بود زهر بریزه. زن عفریطه شم بهانه رو جور کرد
به همه میگفتن فلانی بین ما دعوا انداخته مارو تا طلاق پیش برده ! در صورتی که من اصلا خبر نداشتم
اینجا تاپیک زدم گفتم به نظرتون آه ادم باردار میگیره؟ کلی چرتو پرت بهم گفتن . یکی نوشته بود باردار شدی خدا که نشدی ! فقط میخوان یه چیزی همینجوری بگن
جاریم سه روز بعد اون جریانا تصادف کرد استخونای پاش خرد شده تاالان چهار بار عمل کرده
من خوشحال نشدم واقعا. ولی اینقد ناحقی بی جواب نمیمونه