مامانم با شكم حامله تومور روده براش اتفاق افتاد نجاتش معجزه زندگي ما بود
من با پاي لخت و يك تاپ داشتم جارو ميكشيدم سيم رفت زير شعله گاز برق پريد اگر خونمون (حافظ جان )نداشت ك فيوز بپره من خشك شده بودم
فكرش نميكردم اما بهترين رشته و دانشگاه قبول شدم
٨سال داشتم خيانت ميديدم خدا با معجزه دستشو رو كرد