الان گفتم دعوا کردیم بابامم پشت شوهرم در امد بهش گفت هرچقد میتونی بزنش ...بهش گفتم بزور شوهرم دادی گف نمیرفتی دیگه ی لگد زد بهم گفتم از دست تو جونمو برداشتم فرار کردم از دست دیوونه ای مثل تو .....بعد امدم خونه ب پلیس زنگ زدم انقد ترسیدن بابام اینا چپیدن خونشون شوهرمم ی گوشه خشکش زد بعد از ترس ابروم زنگ زدم گفتم اقا نیاین حل شد ....شوهرمم بد جور کتکم زد ....میدونه پدر مادرم پشتم نیستن هر کاری میخواد میکنه اصلا توجهی بهم نداره ....افسردگی گرفتم کسی درکم نمیکنه از زندگی خسته شدم 😭😭😭