بچه ها ما یه خونه گرفتیم که آخرای بازسازیش بود. بعد چند جایی هم که به نظرمون میرسید بررسی کردیم به نظر همه چی اکی بود.
به صاحبخونه گفتیم دیگه کاری نداره گفت نه تمومه و میشه قرارداد ببندیم.
ولی وقتی اومدیم بار اوردیم دیدیم هنوز کارهایی مونده. شاید باورتون نشه بعضی پریزاش خراب بود کلیدهای برق کار نمیکرد.
تا سه هفته هی ادم میفرستاد اینا رو درست کنه.
یک میله برای داخل کمد نداشت که قبل قرارداد بهش گفتم اونو نصب کن. با روی خوش گفت گفت باشه حتما. بعد اومدن ما هر بار بهش میگفتم با یه حالتی بدی میگفت باشه نصب میکنم. تا سه هفته بعدش زحمتشو کشید.
ما فکر کردیم تموم شده. بعد از سه هفته، اومد بالای سر ما که خونه خودشه بکوب بکوب تعمیرات اصلا قابل تحمل نبود ما میرفتیم بیرون.
بهش هم اعتراض کردیم که چرا تو که این کارهارو داشتی به ما قبلش نگفتی. میگه خوب من نمیخوام شما ناراضی باشین میخاید پولو پس میدم برید جای دیگه. اخه این حرفه؟
ما هم تحمل کردیم. بخدا از پنجره دوجدارش اب میاد میگیم بهش قبول نمیکنه درست کنه، لوله ها گرفتگی داره زیر بار نمیره. هر بار سر راه اندازی شوفاژ جونمونو درمیاره تا ۳ بار من سرما نخورم این نمیاد راش بندازه. و خیلی چیزای دیگه.
بچه ها من خیلی خستم. ۲ ساله اینجا هستیم خونه اش خیلی برای ما بی برکته و هر بار سر یه چیزی عذاب میکشیم. اصلا نمیدونم چی کار کنم. هر چی دنبال خونه میگردیم پیدا نمیکنیم.
از دو چیز ناراحتم. ایا ما بی عرضه ایم یا چی که این انقدر ما رو گول میزنه و اذیت میکنه؟
شما باشین چه جور با این رفتارها برخورد میکنید؟
بابام میگه اگه کس دیگه ای بود جرات نمیکرد اینجوری خونه تحویلش بده با ما اینطور میکنه.