من مجرد بودم هر وقت میرفتیم مهمونی مامانم همش منو بلند میکرد میگفت برو به میزبان کمک کن بعد همه با هم حرف میزدن منم مثل اسکولا ظرف میشستم.انقدر این موضوع ادامه پیدا کرد که تبدیل به عادت شد.هر جا برم اتوماتیک میرم پای ظرفشویی.خونه مادرشوهرم هیچ کاری نمیکنم ولی از اول تا آخر پای ظرفشویی ام .الان این عکسو دیدم یاد خودم افتادم😂
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
هیچی به اندازه جاری زشت به آدم اعتماد بنفس نمیده با خودمعهد بستمبه هیچعنوان داخل تاپیک های ناراحتی و انرژی - نرم، هیچی مهم تر از آرامش ذهنِ عزیزم نیست آخهجدیدا مد شده میرید بیرون جشن تفریح مهمونی و مسافرت ، کرونارو این ور اون ور جابجا میکنید توجیه همتونم اینه که ما با رعایت پرتوکل های بهداشتی رفتیم تفریح آره جون عمتون کاش نسل انسان های بیشعور زودتر منقرض میشد🤣
وای منم هر جا برم حتی تو خونه ظرف شستن با منه متنفرررررم😭
یقین داشته باش:خدا شنیده، خدا دیده، خدا میدونه.و در بهترین زمان، بهترین اتفاق رو برات رقم میزنه.پس لبخند بزن، صبور باش، قوی بمون.منتظر بمون نه با دلشوره، با امید.چون خدا همیشه بزرگتر از آرزوهای ماست.و هرکس به او توکل کنه، هرگز تنها نمیمونه