اگه خیلی ادیتت میکنه خونه راهش نده درو قفل کن وببند چند روزی راحت میشی تا ب خودش بیاد
باشه =لطفا خفه شو سرمو خوردی،افرادی که دنبال دعوا هستن رو اصلا جواب نمیدم پس فکر نکنید جواب ندارم که بدم ده برابر شما جواب دارم منتها آدم حساب نمیکنم یه عده رو (امضام مخصوص کاربرای بیشعوره از بقیه معذرت میخوام )
وای منم اینجورم من پدرم فوت شده خانوادمم بی تفاوتن بعضی وقتا دلم میخواد خودم بکشم پنجاه شصت تا قرص ب ...
خدا نکنه خواهر .هرکسی یه مشکلاتی داره.من اگه بحوام میتونم جدا شم پدرمم پشتم وای میسته ولی شرایط خونه پدرم از اینجا افتضاحترههه پدرم ۱۰ برابر بد تر از شوهرمه پس بخاطر دخترم میسوزمو میسازم
شوهر من عصبی و حساسه تحمل میکنم بخاطر بچم منتظرم بزرگ شه برش دارم و فقط برم، چون خیلی خستم، هرچی میگه تحمل میکنم بهشم میگم عصبی هستی بدش میاد😐😑هرچند وقت یه بارم که دیگه صبرم طاق میشه منم شروع میکنم عین خودش گیر دادن و عصبانی شدن و داد زدن حساب کار میاد دستش ولی چه فایده من تا چندماه خسته و کوفته میشم از لحاظ روحی.... اینا به کنار پشتمم نیس از اول ازدواجم تنها بودم و هستم، تکیه گاه نیس میدونی؟ با این همه گیر داده که یه بچه دیگه بیاریم😑😐
خب چه کار کنیم افسرده نشیم من هرروز یه گند جدید بالا میاره هرروز یه روز سر کار نمیره یه روز م ...
هیچی فقط به پروپاش نپیچ مث غریبه باش باهاش سرد و دور، بیخیالش شو، من همه راه هارو رفتم محبت کردم شد وظیفه نمیکردم بیشتر عصبانی میشد، به مامانش گفتم فقط دو روز خوب بود بعدش دوباره شروع میشد، پیش مامانم گفتم گفتم بذار خجالت بکشه به یه ورشم نبود، بعد دیگه گفنم نه دیگه نمیکشم ولش کردم، بیخیالش شدم، بهش گفتم تو فقط شوهرم و بابای بچمی من فکرمیکردیم دوستیم عاشق و معشوقیم ولی دیگه نیستیم والسلام، دروغ چرا یکم ترسید فکرکرد دارم ترکش میکنم ولی دیگه نمیتونم مث قبل باشم باهاش الانم دورم و سردم باهاش عصبی هم بشه محل نمیدم اصلللللااااااااا بچمو برمیدارم میرم تو اتاق درو میبندم