2777
2789
عنوان

دکتر زنان من😕

575 بازدید | 34 پست

سلام خانما این دکترو یکی از دکترای آشنامون معرفی کردن میگف کارش خیلی خوبه اینا الان که من میرم پیشش توجه میکنم مریض زیاد نداره گاهی وقتام تنها مریضش منم😕 نمیدونم حالا به تایمی که من میرم بستگی داره یا نه کلا همینطوره اوایل یکم بهم استرس داد شاید خارج رحم باشه اینا یا یه بار تو هفته پنجم گف قلب نداره من میخواستم عوضش کنم بعدش پشیمون شدم الان خوبه یکمم انگار سرحال شده خیلی تحویلم میگیره البته جواب سونوی قلبمم خوب بود خداروشکر. از یه طرف میگم این امتیاز خوبیه چون دوران کروناس خلوته همسرمم همینو میگن و میگه اتفاقا دکتر باید همه جوانب رو بگه اینم میگه پس خوبه!(اینو زیاد موافق نیستم 😉) و همه دکترا سروته یه کرباسن😂😂نظر شما چیه؟دیگه پیشش پرونده هم تشکیل دادم ولی هرزگاهی ترس میاد نکنه خوب نباشه 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

یجوری در موردش تعریف کردی بجای دکتر فکر کردم کالبد شکافه😕

مامان دوقلوها👧👦💕....🍁بخون🍁⬅  ........✅گمشده✅کسی ب اسم ساناز علیزاده میشناسین..دوست بچگیمه...حدودا متولد ۷۰..اگر تو اشناهاتون کسی هست.. ریپلای کنید لطفا

نه عزیزم به مریض داشتن ونداشتن نیس من خودم بوده سه چهار بار دکتر عوض کردم برو پیش دکتری که باهاش راح ...

باهاش راحتم اتفاقا اوایل یکم استرس داد بهم میخواستم عوض کنم بعدش دیدم خوب شد شاید اونم میخواسته مطمئن بشه نگرانه😂

اگه استرس داری برو پیش یه دکتر دیگه

به نقل از آیت الله العظمی اراکی: زمانی در ایران هر جا آتش روشن میکردند مردم برای بردن زغال گداخته و روشن کردن کرسی، تنور یا منقل به آنجا میرفتند در ماه خداییِ محرم، در نزدیکی خانه یک زن بدکاره، هیئتی به پا شده بود. زن هم برای بردن آتش به محل رفت و سوال کرد زیر دیگتان روشن است؟ آتش میخواهم.  گفتند بله برو بردار. زن سمت دیگ رفت، و دید آتش خاموش شده خم شد و به هیزمها فوت کرد. مقداری از خاکستر به چشمش پاشید اما ادامه داد تا جایی که هیزمها دوباره روشن شدند. همان اندازه که میخواست برداشت و رفت.اما...همان شب خوابی دید . او دید چند نفر به گردن،دستهاو پاهایش غل و زنجیر بسته و میبرند تا عذابش کنند و هرچه فریاد میزد شما را به خدا ولم کنید کسی گوش نمیداد . زن،بانویی دید که از دور به آنها نزدیک میشد. مأمورهای عذاب با دیدن بانو زنجیرها را رها کردند. بانوی بزرگوار ایستادند و فرمودند چرا میبردیش. گفتند چون بدکاره و فاسد است . بانو گفت نههه... او نگذاشت آش نذری مجلس حسینم خراب شود ... دیگ را روشن نگهداشت. او بخاطر حسینم چشمهایش اذیت شد بخاطر حسین من رهایش کنید ....زن با ترس بسیاری وحشت زده از خواب بیدار شد و مدام با گریه و زاری از حضرت مادر، زهرای اطهر علیهاالسلام، کمک میخواست تا یاریش کند برای پاکدامنی.او همان زن انگشت نمای شهر، توبه کرد و با یاری حضرت زنی مومنه شد تا جایی که هر زمان و هر کجا روضه ای برای حضرت ارباب به پا میشد دنبالش میرفتند و او را دعوت میکردند.  و با اولین جمله روضه خوان " السلام علیک یا ابا عبدالله" زن به شدت گریه میکرد و شیون جانسوزش بلند میشد  جون و زندگیم فدات یا حضرت حسین علیه السلام که در ❤ خدایی و رضای تو رضای پروردگارمه   تو بحث کردن دانش و ادب مهمه
باهاش راحتم اتفاقا اوایل یکم استرس داد بهم میخواستم عوض کنم بعدش دیدم خوب شد شاید اونم میخواسته مطمئ ...

رو چه حسابی تو هفته ۵ گفته هنوز قلبش تشکیل نشده!

برامن هفته ۵ هنوز ساک هم تشکیل نشده بود.

درخواست دوستی قبول نمیکنم 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز