تا حدودی زندگی خودمم هست با این تفاوت که من خونم جداست. از اول نگفت این حرف رو
الان یکسره خرید. مهمونی. مسافرت. پارک
حتی زنگ میزنه میگه امروز مرغ درست کن شب سالاد الویه
و....
حالا این بنده خدا گفته تا حرف بزنه. اعتراض کنه میگه من ک روز اول گفتم
ارزو دوتایی بودن بی سرخر بودن دارم