😂😂😂😂😂😂
من و شوهرم قبلا برای خرید عقد با هم رفته بودیم بازار،،،تو بازار منو از شوهرم ک هنوز عقد نکرده بودیم خواستگاری کردن😂😂 کارد میزدی خونش در نمیومد🤣🤣 خلاصه کنسل کرد بازارو رفتیم ک مثلا من رو برسونه خونه،،نمیرسوندم 😂😂 هی با ماشین دور خورد هی دور خورد تا آرامششو بدست آورد😁😁
تو مراسم بله برونم یکی زنگ زد خواستگاری کرد،،همه هم نشسته بودن 😁😁 طرف پشت تلفن میگفت تو رو خدا اینارو رد کنید ما بیایم😱😱😂😂😂😂😂😂.....
صبح عروسیم ما رسمه خونه عروس حلوا و کباب درست میکنن میفرستن پشت سر عروس،، یکی زنگ زده بود خواستگاری😂
رفته بودیم با شوهرم کارت عروسی رو بدیم،،رسیدیم دم خونه دختر عموی بابام،،کارت رو مامانم و شوهرم بهش دادن درآورد گفت چرا ما اومدیم خواستگاری قبول نکردین🤨🤨🤣🤣🤣
سرت رو درد نیارم از این داستانا زیاد دارم 😂😂