پدر من یه دخترخاله داره که شوهرش مرده با سه تا بچه
بعد پدر من خیلی از لحاظ مالی کمکشون میکنه..خلاصه وقتیم که بچهاش مریض میشن همراه مادرم اینارو میبرن دکتر
چند سریع که اینا کار داشتن پدر من گفت بطار برای این کارشون ما نریم..این مردم حرف در میارن
بخدا قسم ساده و بی ریا تر از پدر من تو خانواده وجود نداره
مثلا برای درست کردن ماهواره و کولر و گاز و...پدرم میرفت..
بعد دختر خاله ی قدر نشناسش پیش هرکی رفنه گفته اره این به من چشم داره و انگار منو دوس داره😕😕😕
البته فقط منو خواهرم و مادرم مطلع شدیم چیگفته
پدرم هنوز نمیدونه