2777
2789
عنوان

کرم ریختن

2605 بازدید | 29 پست

سلام بیاید بگید در طول زندگیتون چ کرمایی ریختین؟

من بچه بود رو کاغذ مینوشتم بعد یواشکی میچسبوندم پشت دوستام برا خودشون راه میرفتن و همه میخوندن(خودشونم متقابلا این بلا رو سرم میاوردنا)

مثلا مینوشتم من گاز میگیرم یا لطفا مرا بشویید یا مینوشتم لطفا مرا ببوسید من کمبود محبت دارم بعد میچسبوندم پشتشون

یا مزاحم تلفنی زنگ میزدیم با پسره قرار میزاشتیم بعد نمیرفتیم

شما چیکارا میکردین؟

تو برو خود را باش

ده سالم بود با یه پسر ۲۴ ساله دوست شدم تلفنی باش قرار گزاشتم موهامو کلی ژل زدم شدم شبیه چارشنبا.... بعدم روی خروار سیبیل و صورت سیاهم سایه ی ابی زدم ... منو دید گرخید پا به فرار گزاشت دنبالش داد زدم ممد وایسا نایستاد بی شعو  رررر

 طنازی و لوندی برای شوهرم بلد نیستم....هرگز با سیاست حرفمو ب کرسی ننشوندم..... روک تو چشاش نگاه کردمو گفتم ....‌  ۸۰درصد حرفامم با دعوا پیش بردم چون یک زن بی سیاستم.... اما خط قرمزهایی دارم همیشه از رابطه بعنوان اهرم فشار خواسته هام استفاده نکردم چون حس کردم خودم بی ارزش میشم..... دوست دارم مادر بشم اما همش میگم اخه نمیشه ...اخه سخته.... اگر داستان زندگیمو خونده باشید میدونید سختیام برای چیه....میگم مادر نشم اما اگر خدا روزی خواست و شدم اون طوری برنامه بچینه که بچم مثل خودم تو سختی بزرگ نشه.... دوست ندارم بخاطر لذت بردن خودم و مادر شدنم فرشته ای رو اسیر کنم.... اونقدر به خدا و وجودش ایمان دارم که مطمئنم چند وقت دیگه پیام بدم و بگم خانمها 😍برای بیماری چشمهام یک درمان قطعی انجام شد و دیگه لازم نیست منتظر نابینا شدنم بشم.🤩🤩...بعد پیام بدم وای خدارو شکر ما یک خونه ی بزرگ با باغچه ای بزرگ خریدیم..😜..بعدم بگم مادر شدم.... ماشین خریدیم.......ووووووووو..... قول میدم همیشه توی لحظات خوشم بدون ترس از چشم زخم  خوشیمو باهاتون درمیون بزارم...💖. عوضش شما هم برای آرزوهام خوشبختیم صلوات بفرستید..... که ایمان دارم خدا توی قلب تک تکتون هست و همتون دلهاتون پاکه  💞😘😘🥰
ده سالم بود با یه پسر ۲۴ ساله دوست شدم تلفنی باش قرار گزاشتم موهامو کلی ژل زدم شدم شبیه چارشنبا.... ...

یا اکثر امام زاده ها این خداااااااااااا بود  

میدونست 10 سالته؟

تو برو خود را باش

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

یا اکثر امام زاده ها این خداااااااااااا بود     میدونست 10 سالته؟

نه بخت برگشته نمیدونس 

 طنازی و لوندی برای شوهرم بلد نیستم....هرگز با سیاست حرفمو ب کرسی ننشوندم..... روک تو چشاش نگاه کردمو گفتم ....‌  ۸۰درصد حرفامم با دعوا پیش بردم چون یک زن بی سیاستم.... اما خط قرمزهایی دارم همیشه از رابطه بعنوان اهرم فشار خواسته هام استفاده نکردم چون حس کردم خودم بی ارزش میشم..... دوست دارم مادر بشم اما همش میگم اخه نمیشه ...اخه سخته.... اگر داستان زندگیمو خونده باشید میدونید سختیام برای چیه....میگم مادر نشم اما اگر خدا روزی خواست و شدم اون طوری برنامه بچینه که بچم مثل خودم تو سختی بزرگ نشه.... دوست ندارم بخاطر لذت بردن خودم و مادر شدنم فرشته ای رو اسیر کنم.... اونقدر به خدا و وجودش ایمان دارم که مطمئنم چند وقت دیگه پیام بدم و بگم خانمها 😍برای بیماری چشمهام یک درمان قطعی انجام شد و دیگه لازم نیست منتظر نابینا شدنم بشم.🤩🤩...بعد پیام بدم وای خدارو شکر ما یک خونه ی بزرگ با باغچه ای بزرگ خریدیم..😜..بعدم بگم مادر شدم.... ماشین خریدیم.......ووووووووو..... قول میدم همیشه توی لحظات خوشم بدون ترس از چشم زخم  خوشیمو باهاتون درمیون بزارم...💖. عوضش شما هم برای آرزوهام خوشبختیم صلوات بفرستید..... که ایمان دارم خدا توی قلب تک تکتون هست و همتون دلهاتون پاکه  💞😘😘🥰

😂😂😂

💛 لباس گل گلی رز صورتی ام را تن میکنم کنار باغچه باغ زانو میزنم ...❤ریحون های بنفش و سبز چیده میشوند...💙عطر سبزی تازه که خیس آب هستند دیووانه میکند آدم را🧡...کباب زعفرانی داغ همراه نان سنگگ و دوغ محلی که پر است از کرفس کوهی و پونه و موسیر💜 سفره پهن شده در ایوانی خانه 🤍... خودم را دعوت میکنم به ناهاری شاهانه...💚زندگی یعنی همین...یعنی خودت حال خودت را خوب کنی... یعنی همین دلخوشی های کوچک...💚💛🧡💙💜 
ده سالم بود با یه پسر ۲۴ ساله دوست شدم تلفنی باش قرار گزاشتم موهامو کلی ژل زدم شدم شبیه چارشنبا.... ...

😂😂

💛 لباس گل گلی رز صورتی ام را تن میکنم کنار باغچه باغ زانو میزنم ...❤ریحون های بنفش و سبز چیده میشوند...💙عطر سبزی تازه که خیس آب هستند دیووانه میکند آدم را🧡...کباب زعفرانی داغ همراه نان سنگگ و دوغ محلی که پر است از کرفس کوهی و پونه و موسیر💜 سفره پهن شده در ایوانی خانه 🤍... خودم را دعوت میکنم به ناهاری شاهانه...💚زندگی یعنی همین...یعنی خودت حال خودت را خوب کنی... یعنی همین دلخوشی های کوچک...💚💛🧡💙💜 

اولین بار که اصطلاح کرم ریختن رو جلوی همسرم بکار بردم انقد عصبانی شد😐 گفت این چهههه ادبیاتیه داری😠😂 هیچ وقت یادم نمیره😑 الان دوباره با عنوانت یادم افتاد🌸

 مامان سیمین🙃#خدا💚  علمدار ها همه زیبان🌟 ، ولی بی دست زیباتر💫  درخواست دوستی❌= گزارش✔

یه بار دختر داییم بعد سفره ابولفضل که تموم شده بود چند تا خانوم فقط مونده بودن دخترا رو دید میزدن سریع اومد جارو کشید منم 10 سالم بود پشت سرش نون خشک میرختم زمین خلاصه دیدن که زمین پر نونه ابروش رفت😐

من یه بار لیوان شکوندم به مامان بابام نگفتم داداشم از مدرسه اومد پاش رفت روش 😣😣

شاید کرم ریختن نباشه ولی هنوزم که هنوزه یادم میوفته دوست دارم خودمو جربدم هنوزم جاش مونده بعد 15 سال😭😭😭😭

دمت گرم 😊😊از اینکه بهم خیانت کردی. با دختری که می‌شناختم ریختی روهم. خداروشکر شناختمت 😊خدیا تنها کسی که دوستش دارم فقط تویی😍🙏

با یکی شرط بسته بودیم که هرکی از دست اون یکی جیزی بگیره و نگه "یادم" باخته . طرف رو ننش حساس بود بعد اون موقع از این زنگ خودکار گوشی ها تازه مد شده بود منم تنظیم کردم بعد زنگ خورد الکی جواب دادم یجور که انگار اتفاقی بدی افتاده بعد گوشی رو دادم بهش گفتم بیا با تو کار دارن ننته بعد طرف گرفت و باخت یهو زارت گوشیم و پرت کرد و من یه عروسک گرون قیمت خوشگل بردم😎

کاربری قبلا برای یکی دیگه بود الان واس ما   دلتنگی میکنم ...  ولی حق ندارم بهانه بگیرم ...بیادت می افتم ولی حق ندارم اشک بریزم...تو را میخواهم ولی حق ندارم سراغت را بگیرم...خواب تو را میبینم ولی حق ندارم آمدنت را تعبیر کنم...بی قرار میشوم ولی حق گلایه ندارم...دلم میگیرد ولی حتی حق صداکردنت هم ندارم...قول داده ام...قول داده ام دگر هیچی نگویم...بزرگ شوم...صبوری کنم ...با خاطراتت شاد باشم...و هیچوقت سراغت را نگیرم...من چشمانم را روی زندگی بسته ام.. خنده تلخ من از گریه غمگین تر است   
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز