شاید فکر کنید بعضیاتون الکی هست این حس ششم ولی من به حس خودم مطمئنم شبی که مادر بزرگم میخواست فوت کنه نگاهش کردم همینطور که خالم داشت براش کرم میزد گفتم فکر کن فردا نبینیش یازده ساعت بعد تصادف کردو فوت کرد
مادر بزرگ بابام رفتم خونشون لگنش شکسته بود فقط البته پیر بود
نگاهش کردم گفتم فکرکن این اخرین بار باشه و بازم فوت...
گاهی میگم نکنه من میگم اینطور میشن ولی نه حس ششمه
از بچگی تا الان صبح به یه فیلمی که قبلا دیدم فکر میکنم البته نه همیشه ها عصر یا شب میبینم گذاشت جدییییی خندم میگیره
همین چند روز پیش داشتم ورزش میکردم تو فکر بچه های خواهر شوهرم بودم که گوشیم زنگ خورد خواهر شوهرم بود گفت فاطمه گفته میخوان با زندایی حرف بزنم
توی پیش بینی اومدن شوهرم از سفر که دیگه هیچی صبح بهش پیام میدم دلم برات تنگ شده همون روز میفهمم شب پیشمه
بهتریننننننش این بود که رفتیم یه دوره ی مدیران جوان به دوستام میگفتم ببیندی ما جز نفرات برنده میشیم فقط وقتی اسممون و گفتن جیغ نکشید
و شدیم نفر دوم شاید توی اینترنت باشه(قوی ترین حسم اینجا بود)
ولی جدا از اینا توی بعضی از تبادلا گفتم حسم قویه طرف میاد میگه حیت به من چیه کی وشوهر میکنم کی بچم خوب میشه طرف چه حسی به من داره
من نمیدونم به انرژی اعتقاد دارین یانه ولی انرژی اطراف هست که حس ششم درونیت و تحریک میکنه
وقتی من فقط پروفایل واسمت و میبینم و یه بارم نتونستم از نزدیک ببینمت چطور میتونم بگم
مگه پیشگو هستم....