دوست صمیمیم که مثل خواهریم پارسال از یکی از دوستای داداشش خیلییی خوشش میومد یارو قیافه نداشت ولی میگفتن خیلی مهربونه،،، به پسره اس داد که من دوست دارم ازت خوشم میاد پسره هم به دوستم. گفته بود من ازت خوشم نمیاد چون خواهر دوستمی و اینجور چیزا خلاصه دوستم از شدت گریه و. ناراحتی گوشیشو خرد کرده بود و سیمشو عوض کرد،، پسره دوماه بعد رفت یجا خواستگاری و چندماه بعدش عقد بستن با دختره،،،
امروز دوستم. گفت پسره شماره جدید منو از گوشی داداشم برداشته بهم اس داده ک من الان چند روزه از زنم. جدا شدم. چون بحرفم. گوش. نمیکرد میخوام ببینمت و باهات حرف بزنم خیلیم اسرار داره ک حتما باید ببینمت تا حرفامو بگم
الان دوستم میگه من چیکار کنم برم یا نرم؟
اینم بگم دوستم. تازه نامزدیشو زده بهم