مادرشوهرم منو نمیخواست بعد ۴سال سختی و کلی خواستگاری ک همیشه بهم زدش بهم رسیدیم .عروسی نگرفتیم بخاطر کرونا . ن تو عقد خرید لباس کردم ن تو عروسی فقط یلدا خریدم . ب جز سرویسم بقیه طلاهامم بخاطر ماشین فروختم ک اونم خواهر شوهرم سریع ب شوهرم پیام داد بفروش ب من مادرش زنگ زد ک بزار ببینم کی میتونه بخره ب غریبه نفروش .با اینهمه ملاحظه ایی ک کردم تا حالا نگفتم عیدی بیارید ن فلان چیزو بخرید ن عروسی من ۱سال نامزد بودم فقط یلدا اوردن حتی عیدی هم ندادن .مادرش خیلی دلمو شکسته و میشکنه مثلا مذهبین میگه شهرستان باید چادر سر کنی ک کردم منم بدحجاب نیستم بهم میگه تو مارو خیلی تحت فشار گذاشتی اذیت کردی از نظر مالی پسر منو دکتر میخواست الکی میگه هااا. تازه من خیلی از شوهرم سرترم . میشینه از زیبایی زن مردم تعریف میکنه واسه شوهرم تاحالا با خانوادم هیچ مشکلی و حرف و حدیثی نداشتن خانواده من خیلی ارومن روز جهاز برون وظیفه پدر من نبود جهاز بیاره ماشین سنگین داره جهازو اورد بعد حتی باهاشون خداحافظیهم نکرد تشکرم نکرد. ب من میگه عروس فلانی خونه داشت واسش۳۰۰ تا سکه انداختن ما رسممون نبود سکه بندازیم مهریه واسه تو انداختیم .موقع یلدا ی پالتو و لباس خونگی فقط خریدم میگفت چرا تنها رفتی خرید درصورتی ک شهرستان بود .میگه تو همه ارزوهای منو خراب کردی وخیلی حرفا واقعا خیلی ناراحت و خسته ام ازش من ک اینهمه خواستگار داشتم رو اسمم قسم میخوردن تو محل کار و محله ودختر زیباییم نسبت ب خانواده شوهرم خواهرشوهربزرگم و اولین بار دیدم فک کردم بنده خدا عقب افتاده س کلی مریضی دارع شوهرشم طلاقش داده ناراحتم با این وضعیتشون منو میخواد کوچیک کنه بگه ک من کمتر از اونام حالا اذیتای دختراشم ک جدااولین بار ک میخواستیم بریم یکی از شهرهای اطراف واسه گردش میگف چرا ب من نمیگید بیامثلا پسر بزرگ کردم تو شهرستانم هرجا بریمم دنبالمونه و بزور میگه باید بیاید بریم مادرپدر منو ببینید ولی مادرشوهرش ک تنها زندگی میکنه اونو اصلا نمیگه. میگفت باید تو عقد زنجیر و پلاک بدید. روزی ک رفتیم خونه خودمون میگف مادرت باید پسته بادوم گردوو.....میداد بخاطر کمرتون
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
من حای تو بودم بهترین و تنها مرد روی زمینم بودپا رو دلم میذاشتم عزت و غرور و شخصیتمو زیر سوال نمیبرد ...
اخه شوهرم ادم خوبیه و ب خانوام خیلی احترام میذاره ادم وقتی عاشق میشه بقیه براش اونموقع مهم نیستن ولی خب ی بار جواب رد دادم شوهرم خیلی گیر بود و البته ی خورده مادرش کلا اخلاقش بده فقط خواهراش رفت و امد دارن اونم ب اخلاقش عادت دارن ولی برادراش اصلا نمیان