من امروز به شوهر گفتم میخوام ارثیمو ببخشم چنان غوغایی کرد . گفت دیگه پدر و مادرت حق ندارن چیزی برات بیارن اگه بیارن من اتیششون میزنم . گفت فکر کردی من تشنه پول باباتم . من اصلا منظور از بخششم این نبود. من دلم برای بچه هایی که سر چهارا وایمیستن دلم میسوزه همیشه از بچه تا الان از خدا میخواستم که یه پولی به من بده من از اینا حمایت کنم . کمکشون کنم . بهم میگه مال زن تف سر بالاست اخه من اصلا منظورم این نبود فقط کمک کردن بود هرچی از دهنش در اومد به من گفت