یک ساله که عقد کردیم هنوز سرخونه زندگی خودمون نرفتیم خانواده همسرم باما همسایه ن. سه ماه پیش رفتم خونه شون گوشیش تو سالن بود خودش خواب بود اول صبح بود همینجوری گوشی رو برداشتم قفلشو باز کردم صفحه چت واتساپ اومد دیدم با خانوم همسایه دیشب چت کرده بوده کلی هم قربون صدقه ش رفته بود دقیقا همون حرفایی که به من میزد و میزنه رو به اون گفته بود مادرشوهرمم روبروم نشسته بود فقط تونستم خودمو کنترل کنم و جلو اون هیچی نگم رفتم اتاق همسرم بیدارش کردم گوشی رو پرت کردم سمتش همش گفت تو دیوونه ای من کاری با این ندارم همش الکیه تو مگه به من شک داری و کلی دروغ سرهم کرد من هنوز نمیدونم چرا اوم لحظه سکته نکردم فقط بهش گفتم خیلی آشغالی و برگشتم خونه مون هنوزم ازم معذرت خواهی نکرده
نه تقصیر تو نیست زمونه خراب شده از هر ده نفر هشت نفر خیانکارن مردا😕
مردا همشون اینجوری نیستن این مدلیش گیر من اومده من فقط موندم اون دختر بیشعور میدونست ما تازه عقد کردیم و این کارو با من کرد منو میشناخت و سلام علیک داشتیم به نظرت کار بدی کردم که کاغذ نوشتم شوهرش بهش شک کرده؟
مردا همشون اینجوری نیستن این مدلیش گیر من اومده من فقط موندم اون دختر بیشعور میدونست ما تازه عقد کرد ...
نه کار خوبی کردی شوهرشم بفهمه بهتر ولی عزیزم مشکل اصلی نامزدته مگه نمیگی قربون صدقش رفته به زور که بهش نگفته بهم بگو من از این بدم اومد حداقل توضیح میداد یا اصلا ثابت کنه دیگه باهاش در ارتباط نیست
❤پرسپولیس زیباترین عشق جهان❤ناشنوا باش وقتی به آرزوهای قشنگت میگن محاله🗻 بی تو ناژیم هناسکم😍😍😍#مخاطب خاص☘کورد😍
نه کار خوبی کردی شوهرشم بفهمه بهتر ولی عزیزم مشکل اصلی نامزدته مگه نمیگی قربون صدقش رفته به زور که ب ...
به نظرت اگه توضیح بده و ثابت کنه بهش یه فرصت بدم یا نه . همش میگه گوشی من و بردار ببر خونه تون یه ماه نگه دار ببینم کدوم زنی به من زنگ میزنه یا پیام میده یه بارم بهم گفت یه بار دیگه اون بحث و پیش بکشی به خانواده ت میگم بهم شک داری