بعد من با دختره حرف زدم گفتم زنشم پیامایی که دادید بهم رو برام بفرست،که دیدم فقط همون شب بوده و بعدش شوهرم دیگه جوابشو نداده بوده،من خیلی داغون شدم ولی بخاطر بچم گفتم ببخشمش ولی بازم نمیتونم همش میاد جلو چشمم،شوهرمو بیرون کردم از خونه میخواست بره خودشو بکشه که سررسیدم و نزاشتم بعدم گریه زاری که بخدا شیطون گولم زد و
البته اولین بارش بود تو این ۸سال
بنظرتون چیکار کنم