خونه ما و خونه همسایمون جن داره (قبلا یه خونه بودن) واسه همین داستان زیاد دارم اونایی که قابل تعریف هست رو میگم :
1_من وقتی ۴ سالم بود یکی اومد از خواب بیدارم کرد گفت پاشو نماز بخون(بچه ۴ ساله رو چه به نماز) بعد دستم رو گرفت و بلندم کرد و زودتر از من از اتاق خارج شد . اول فکر کردم مامانم هست ولی وقتی از اتاق خارج شدم دیدم مامانم داره نماز می خوند
2_یه بار تو خونه خواب بودم یکی اومد بالا سرم گفت بیداری؟؟ منم تو حالت خواب و بیداری بودم و فقط یه سر سیاه دیدم و نمی تونستم حرف بزنم و تکون بخورم
بعد پنج دقیقه تونستم تکون بخورم رفتم خونه رو گشتم دیدم کسی نیست
۳_تو خواب و بیداری بودم دیدم دم در اتاق یک زن با چادر نماز وایساده و داره نگام می کنه اول فکر کردم مادرم هست بعد که دقت کردم دیدم چشاش شروع کرد به برق زدن درست مثل چشم های حیوونا توی شب فکر کردم توهم زدم چشم رو مالوندم که بره ولی نرفت بعد دو سه دقیقه خودش غیب شد
۴_یک بار تو خواب و بیداری بودم که یک مرد قد کوتاه رو دیدم دم در اتاق(همون جای قبلی که اون زنه بود) داشت با دست میگفت می خوام بکشمت منم چون قبلش خیلی جن دیده بودم عصبی شدم و بهش فا.ک نشون دادم
بعد چند دقیقه فهمیدم چه غلطی کردم😂😂😂
# بچه ها این داستان ها واقعی بود و دروغ نگفتم اگه شما هم تجربه دارید بگید