2777
2789
عنوان

داستان جنی؟؟😐

| مشاهده متن کامل بحث + 210 بازدید | 21 پست

جایی که شوهرم توکرج کارمیکنه باربریه طبقه بالاخالیه سه تاازدوستاش چن شب پیش خوابیده بودن میگه تامیخاستیم بخوابیم ازطبقه بالاصدامیومدمیرفتیم میدیدیم درباز کابینتاکشوهابازه میبستیم دوباره همین کاروتکرارمیکردن میگه تاصب بیدارموندن امشبم شوهرم تنهاخوابیده بودمیگه راست میگفتن همش صدامیومدامامن نرفتم ببینم بالارو

من برای دخترم که امسال کنکوریه خیلی آکادمی‌ها رو بررسی کردم، آکادمی مهر رو هم دیدم، چیزی که برام جالب بود تعداد زیاد رتبه‌های برترشه. ظاهراً رکورددار بیشترین تعداد رتبه‌های برتر کشوره.

گفتم اینجا هم معرفی کنم شاید به درد مامان‌هایی بخوره که بچه‌شون کنکوریه 🌱

mehredu.com

من یه ساعت پیش خواب بودم ،خواب دیدم تو یه خونه ای بودیم که جن بود و همه جا رو داشت بهم میریخت کلی جیز دیگه هم بود که الان یادم نمیاد اما یهو عین بختک افتاد روم و هر کاری کردم نتونستم تکون بخورم نمیدونم چجوری یهو بسم الله الرحمن الرحیم گفتم هنو کامل نگفته بودم که یهو از خواب بیدار شدم و تکون خوردم یه صدای نفس بلندی ازم خارج شد اون لحظه اصلا نمیتونستم قبلش تکون بخورم

جسمی نه ولی کاری می کنن خودت به خودت آسیب بزنی 

وااای نه🙄☹

دستی بر تا.رو.ت ، ورق، طالعع بینی، ستاره بینی، قهوه و... دارم..دوست داشتی بیا برات انرژی تو بخونم..از حال و آینده.. (کارم با احترام رایگان نیست)

اون قسمت از خونتون ممکن طلسم یا نجسی ریخته باشه که جذبش می کنن، قرآن بخون به آب فوت کن بریز همانجا... فقط خاطره آخرت...خخخخ

من خیلی خیلی تجربه اش رو دارم اویل می ترسیم حسابی الان برام عادی شده تقریبا... یک بار تو حاملگی بالاسرم صدای قرآن خوندن یه مرد می آمد از مامان پرسیدم اونم تو اون نقطه از خونه صداش رو شنیده بود... یکبار هم تو خواب با یه جن دعوام شد بیدار که شدم جای دستش روی مچ ام افتاده بود

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2840
2838
2834
2835
2108