2777
2789
عنوان

کمک

83 بازدید | 4 پست

مادرم مریضه از دیسک کمر گرفته تا سرطان 

با عصا راه میره و کاراشون نمیتونه انجام بده خواهرم حمومش میبره 

من یکسالو نیمه ازدواج کردم 

از وقتی ازدواج کردم خودش و بابام و دوتا داداشامن 

بچه ها معلوم نیس چشه تو این چند سال با پیراهن تنش نمیسازه 

همه رو نفرین میکنه همش گیر الکی میده ب همه 

همش میگه تنهام چون هچکی پیشش نیس از صب تا شب تنهاس شبا داداشم و بابام میان خونه 

خودت باش، هرچی ام خواستی توی گوگل سرچ کنジ

دركش كنين

شايد تحمل اين همه بيماري از توانش خارجه...

گر شرم همی از آن و این باید داشت پس عیب کسان زیر زمین باید داشت ور آینه وار نیک و بد بنمائی، چون آینه روی آهنین باید داشت.

ایقد داداشام رو اذیت میکنه بشون گیر میده همش نفرینشون میکنه بابامو نفرین میکنه بی دلیل بخدا 


پری روز خواهرم با بچه هاش رفتن خونشون کاری با خواهرم کرد ک رف خونش گف بچه هات دیونم کردن 

از یجا میگ تنهام 

از یجا دیگ تا یکی میره پیشش بی حوصله میشه

خودت باش، هرچی ام خواستی توی گوگل سرچ کنジ

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز