متوجه نشدم ، استدلال اول میگه که آسمان و زمین جدا نیستن ، چطور تونست انبساط رو رد کنه ؟
شما مثال بادکنک رو آوردین
اگه بادکنک رو آسمان در نظر بگیریم و نقطه های بادکنک رو سیاره ها و ستاره ها فرض کنیم با باد شدن بادکنک فاصله نقطه ها زیاد میشه و حجم خود بادکنک ( آسمان) هم زیاد میشه .
الان یکی بودن نقطه ها و خود بادکنک چطور زیاد شدن حجم بادکنک رو نقض میکنه که ؟
پدیده ای که وجود مطلق نداره چیه ؟ آسمان ؟
کل اون فضای بادکنک میشه آسمان
و اون قسمتی از که ما میبینیم قسمتی از جو موجود در بالای زمینه از همون آسمانه
یعنی سطحی که یک نقطه ، از بادکنک رو میتونه ببینه میشه همین آسمانی که ما میبینیم
حالا میتونیم بگیم اون چیزی که اون نقطه میبینه اصلا وجود نداره ؟ یا این قسمتی که ما میبینیم از قسمت اصلی جداست ؟ !!!
متوجه هستید همه ی جهان در آسمان قرار داره و نمیتونیم بگیم این آسمانی که میبینیم با اون آسمان اصلی که کهکشان داره جداست ....!
از قاعده ی جز و کل استفاده کنید ...