2777
2789
عنوان

صمیمیت ممنوع

| مشاهده متن کامل بحث + 395108 بازدید | 1784 پست
سلام مانترای عزیز خیلی خوشحالم که در این تایپک هم هستی.منم خیلی دلم میخواد به خودم برسم مو رنگ کنم ا ...

عزیزم اوایل همسرمن هم همین طور بود.اما من کاری را ک میخواستم میکردم.و بعد اتمام کارم چه رنگ چه ارایش چه حجاب، وقتی بهم نظر میداد با لبخندی ملیح رد میشدم اما دیدم گذر زمان کاری از پیش نمیبره.باخودم گفتم اونجوری ک میخواد باشم حتی سفت و سخت تر!!!.ارایش اصلا نکردم. رنگ و رو پریده ک میشدم میرفتیم یه جایی. طوری بود ک پیش دوستاش اعتماد بنفسش گرفته میشد. خخ.خیلی سخت بود.اما انجام میدادم.اون اصرار داشت دامن و حجاب و از این بندو بساط ها استفاده کنم.خخ منم ک دامن نداشتم از دامن زنانه ای مادرم استفاده کردم با یک تونیک بلند روسری پهن یه گیره همم عین حاج خانما وای اصن یه وضعیتی بودم.وقتی ک منو ددید با این وضعیت ریز خنده کردو گفت چه شبیه پیر زنا شدی.منم شب تو بغلش گریه کردم گفتم اخه من چی کار کنم با کدوم سازت برقصم. خودت میگی حجاب. خودت میگی بی ارایش. الاان اینو میگی...

ک بعد اون در حدی ک دوس داشتم ارایش کردم. البته من چادری ام. اما گاهی وقتا تو جمع خودمونی یه ذره موهام رو در میارم. و کارایی دیگه.ک هیچ وقت بعد اون هیچ حررفی نزد بهم.

به لطف خدا زندگیم مملو از اتفاقات خوبه 😘

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

سلام دوستان عزیز. ممنون طناز جان. ببین میخوام اشکالاتت رو بگم، برای اینکه بدونی چی بوده و دیگه تکر ...

بانو جان چجوری هزینه برای افراد ایجاد کنیم؟

بجز همسر ، کسانی که توی مشکلات مارو تنها میزارن و همیشه طلبکارن و انتـظار دارن ما توی ناخوشیشون باشیم و اگر نباشیم مارو از همه خانواده حذف میکنن و محکومیم به تنهایی....

چجوری برای این افراد هزینه ایجاد کنیم؟

بانو آرتمیس جان و بقیه دوستان عزیز اگر شما هم نظر بدهید ممنون می شوم.

شرایط خیلی سختی به وجود اومده،سالها طول کشیده تا به این مرحله از زندگی رسیدن و مطمعنا نمیشه با چند جلسه مشاوره مشکلاتشون حل بشه

روابط خارج از چهارچوب خانواده، تشویق زن از طرف همسرش به این روابط و استفاده ابزاری از ایشون برای رسیدن به منافعش

متاسفانه این زندگی خیلی وقته به بن بست رسیده و فقط به خاطر اطرافیان و موقعیت اجتماعی ظاهرش رو حفظ کرده

مطمعنا اون دختر 13 ساله خیلی آسیب دیده و بیشتر از اونا به یه محیط اروم نیاز داره

اگه من تو این شرایط بودم حتما همون اوایل طلاق میگرفتم و با دخترم زندگی میکردم

هیچوقت هم دچار عذاب وجدان نمی‌شدم، تنهایی بهتر از این زندگی بی قید و بنده

عزیزم چطورتونستی افساراحساساتت رودست بگیری لطفا بیشترتوضیح بده

دیگه هر حرکتی میخوام بکنم میشینم روش فکر می کنم و می نویسم. نوشتن به من کمک می کنه بهتر و راحت تر و منطقی تر به قضیه نگاه کنم. با خودمم راه میام مثلا از خودم میپرسم قبلا که احساسی تصمیم گرفتی چه نتیجه ای دریافت کردی؟ و به سوال خودم پاسخ میدم. بعد میپرسم حالا اگر باز هم طبق احساساتت عمل کنی چه نتیجه ای خواهی گرفت. می بینم که نتایج خوبی نگرفته و نمی گیرم پس راحت تر باهاش کنار میام.

سلام دوستان عزیز. ممنون طناز جان. ببین میخوام اشکالاتت رو بگم، برای اینکه بدونی چی بوده و دیگه تکر ...

سلام بانو جان

من خیلی از شما ممنونم که وقت گذاشتین و اینقدر دقیق تحلیل و بررسی کردین. واقعا از شما ممنونم.


1.بانو جان اگر از تاپیک قبلی خاطرتون باشه براتون گفتم روز اول عید همسرم دست روم بلند کرد و من موضوعو به خانواده م اطلاع ندادم. 

باید براش هزینه ایجاد میکردی تا تکرار نکنه، هزینه نداد و دوباره دستت رو کشید.


بانو جان ممکنه راهنمایی کنید دقیقا چه هزینه ای باید ایجاد می کردم؟


من یکبار قبلا که دست بلند کرده بودن چون پدرم اون روز بیرون از شهر بودن با برادرم تماس گرفتم اومدن دنبالم بعد پزشکی قانونی رفتم و نامه گرفتم و بعد هم مراحل قانونی رو طی کردم که برای ایشون خیلی سنگین بود. بیش از ده نفرو واسطه کردن تا پدرم و من راضی بشیم برگردیم. نهایتش این که مجبور شد برای معذرت خواهی همراه چندتا از بزرگان فامیل به خونه ی ما بیاد. خوبیش اینه که همون نامه ی پزشکی قانونی همین الان هم برای روند قانونی من، یه امتیازه.

بانو جان این کاری من انجام دادم یه جور هزینه براش نبود؟

سلام دوستان عزیز. ممنون طناز جان. ببین میخوام اشکالاتت رو بگم، برای اینکه بدونی چی بوده و دیگه تکر ...

2.همچنان بی توجهی ها و بی تفاوتی ها و نادیده گرفتن ها ادامه داشت ولی من باز هم موندم و ساختم.

هیچ وقت سکوت و سازش باعث نمیشه مرد دست از کارش برداره. بلکه باعث میشه فکر کنه حقش هست انجام اون کار.

3.از همسرم خواستم همراهیم کنه اما اصلا اهمیتی نداد.

این یک نشانه است. در یک رابطه سالم زن و مرد همراه و دلسوز هم باید باشن. این نشونه میده مشکلات عمقی حل نشده داره زندگی. اگر از اول همسر همراه نبوده، نشونه این هست که انتخاب غلطه. اما اگر از یک جایی در زندگی مرد دیگه همراهی نمیکنه، نشون میده روش زندگی غلط هست.

4.بازم من صبوری به خرج دادم. یه کم خودم پول داشتم یه مقدارم پدرم بهم داد تا گوشی قسطی بردارم.

باز هم صبوری برای باز نشدن سر مشکل اصلی. هزینه های پیش آمده به عهده همسر هست. سریع جای خالی همسر رو پر نکنید.

5.با همسرم صحبت کردم که با هم بریم ولی همسرم بهونه آورد که ماشین ندارم و کار دارم.

بهانه هایی که باید ریشه اش پیدا و درمان میشد در طول زندگی.


بانو جان مورد ۲. قبلا سکوت و سازش نمی کردم. شما فکرشو کنید من از هر راه ممکن وارد شدم. چه راه های منطقی چه غیر منطقی ولی نتیجه نگرفتم. اون اواخر هم دیگه آخرین راه که سکوت و سازش بودو انتخاب کردم البته بهتره بگم به این نتیجه رسیدم هیچ راهی برام وجود نداره و از تلاش دست کشیدم و منتظر موقعیتی بودم که به رابطه خاتمه بدم.

مورد ۳. بله متاسفانه انتخاب از اول غلط بود چون از همون اول همراهی نکردن. یا چندباری که همراهی کردن موقتی بود و بعدها فهمیدم صرفا به خاطر منافع شخص خودش بوده.

مورد ۴. بله درسته هزینه ها به عهده ی همسرم بود ولی وقتی تحت هیچ شرایطی نمیداد و همیشه میگفت ندارم من چه کاری از دستم برمیومد؟


مورد ۵. من ۴ سال نهایت تلاشمو به کار بردم تا ریشه ی مشکلاتمو حل کنم اما نشد. به هر دری زدم. هر کاری میتونستم کردم. حتی بیشتر از اون چیزی که باید تلاش کردم و وقت و انرژیمو هزینه کردم اما نشد.

6. به زور دوستم روز بعد موندم و فرداش خودم برگشتم شهرم! به محض اینکه دیدی مشکل پیش اومده، بهتر بو ...

بانو جان در حقیقت وقتی مادر همسرم صداشو بالا برد من هم فقط در جوابش یه چیز گفتم:" من با اجازه و مشورت همسرم این کارو انجام دادم." توضیح اضافه ای داده نشد.

راستش هیچ وقت توی این ۴ سال مورد انتقاد شدید و مستقیم مادرهمسرم قرار نگرفته بودم. همیشه روی خوش و خوبشو دیده بودم. اخیرا هم در صلح کامل به سر میبردیم برای همین شوکه شده بودم و اصلا انتظار چنین رفتار تندی نداشتم.

بعد از تماس مادر همسرم من با همسرم تماس گرفتم که بپرسم جریان چیه و مادرت چی میگه اما همسرم جواب نداد و من احتمالو گذاشتم روی اینکه گوشیش روی بی صداست یا بیرونه صدای تلفنو نشنیده برای همین پیام گذاشتم که با من تماس بگیر که دیگه نگرفت. بعد از اون شب من دیگه تماس نگرفتم و پیامی ارسال نکردم.

درضمن مادر همسرم فرداش چند مرتبه تماس گرفتن اما من جوابشونو ندادم دیگه.

بانو جان طبق برنامه ای که ریخته بودم قصدم این بود که همسرمو برای مذاکره بکشونم خونه ی پدرم برای همین برنامه ی شام ریختیم و دعوتش کردیم که البته اون هم نیومد. البته به لحاظ قانونی اینم به نفع ما شد. چون نشون میده من قصدم ترک منزل نبوده و اون نمیتونه از این راه باعث سلب شدن حق و حقوق قانونی من بشه.

10. فرداش پدرم باهاش تماس گرفت گفت تشریف بیار خونه با همسرت چند کلمه صحبت کنید دست همسرتو بگیر و بر ...

10.فرداش پدرم باهاش تماس گرفت گفت تشریف بیار خونه با همسرت چند کلمه صحبت کنید دست همسرتو بگیر و برید خونه. تا گوشی رو من از بابا گرفتم بازم قطع کرد روم.

پدرت بزرگی کرده زنگ زده، اما در چشم انسان های حقیر، هر چقدر اوج بگیری حقیرتر میشی. نشانه ها میان افراد مختلف به یک نحو رمزگشایی نمیشن. دو تا طرز فکر مختلف، به گونه های مختلف و حتی گاه متضادی نشانه هارو میخونن.

پدرت آبروداری میکنه، اما معنی اش از طرف همسرت و خانواده اش، منت کشی هست. برای همین با هر تماسی بیشتر دور برمیدارن. شما هم اصلا و ابدا نباید زنگ میزدی و اصرار به حرف زدن باهاش می کردی بخواد ناز هم بکنه همسرت. شما دستش بهانه دادید تا کوچیکتون بکنه و بی احترامی کنه. جای پایین و بالا رو گم کرده همسرت. و شما شرایطی چیدید که اونها خودشون رو گم کنند و بالاتر ببینن. میگن بدهکارو رو بدی، میشی طلبکار. برای شما اینجوری شده.


بانو جان شما کاملا درست میگین. ما خودمون بهانه دادیم دستش.

اما در هر صورت بی احترامی اجتناب ناپذیر بود. من اگر خودم برمیگشتم خونه ی خودم(چیزی که اونا همین انتظارو داشتن و مادرش در مکالمات تلفنی با مادرم بیان کرده بود) باید سرمو مینداختم پایین و منتظر خفت های بعدی میبودم و اونها به زودی حرکت بعدیشونو انجام میدادن اونقدر که دیگه چیزی از من نمی موند. چون صحبت کردن من با همسرم فایده نداشت و اگر من میرفتم منزل دو حالت برای من پیش میومد. مینشستم حرف میزدم که طبق تجربه هیچ سودی نداشت و گفتگوی ۲ نفره ای صورت نمی گرفت. یا با قاطعیت و محکم حرف میزدم که باعث میشد اون آقا بی احترامی کنه، دست بلند کنه و کل خانوادشو بریزه روی من و در صورت ترک منزل توسط من، این من بودم که مقصر بودم و محکوم به ترک منزل.

اگر پدرم میومد خونه ی خودم یا پدرهمسرم برای گفتگو باز هم مانع بی حرمتی این آقا نمیشد چون قبلا این راهم تجربه کرده بودم. 

بنابراین بهترین راه این بود که من در قالب دعوت به صحبت کردن اونو بکشونم خونه ی پدرم.

بانو جان من چون قبلا دادگاه رفتم و با حق و حقوق خودم آشنایی داشتم میدونستم که بدون دلیل محکم و محکمه پسند نمیشه منزل رو ترک کرد. عواقب ترک منزل بدون دلیل موجه رو میدونستم. 

اینم تاکید می کنم بی حرمتی ایشون اجتناب ناپذیر بود منتها با مدیریت درست باعث شد که یه امتیاز باشه برای من که بتونم راحت تر جدا بشم.

خانواده ی من فردای اون روز بابت ورود غیرمجاز و هتک حرمت شکایت کردن. 

این نکته رو هم بگم که ما درو باز نکردیم براش اون خودش کلید در حیاطو داشت و بدون در زدن یا اطلاع قبلی وارد منزل شدن.

14.   برادرم میخواست زنگ بزنه پلیس من نذاشتم. حالا امروز فهمیدیم همون شب رفته شکایت خانوا ...

بانو جان دورادور میبوسمت بابت وقتی که گذاشتین و باعث شدین من به اشتباهات خودم پی ببرم. این کار شما باعث شد من مصمم تر از همیشه به راهم ادامه بدم. 

متشکرم... از اینکه کنارم هستین... از اینکه وقتتونو برام میذارین... از اینکه کمکم می کنید تا بهتر و درست تر تصمیم بگیرم.

اینو با اشک شوقی که توی چشمم حلقه زده می نویسم: متشکرم...

بانو جان دورادور میبوسمت بابت وقتی که گذاشتین و باعث شدین من به اشتباهات خودم پی ببرم. این کار شما ب ...

خوشحالم که به آرامش رسیدین

من آرزو دارم که زنان نه بر مردان،بلکه بر خودشان قدرت داشته باشند.
سلام عزیزم. بگذار بره.چاره ای نداری. هر حرفی به بحث بیشتر و سردی بیشتر می انجامه. آدم هارو شرایط ...



آدم هارو شرایط میسازه. 

به نظر من نه تربیت، نه اصالت، نه دین و نه هیچ پارامتر دیگه ای، قدرت شرایط رو نداره.  


با تغییر شرایط و بافت، عملکرد هم تغییر میکنه.

پس جلوی معلول نایست، علت باید از بین بره.   


پس در شرایط مختلف آدم ها تصمیمات مختلفی می گیرند و ازین جهته همیشه میگید برای مشکلات نسخه ی واحد نمیشه پیچید  ...   



آنچه تو گنجش توهم می کنی *** از توهم گنج را گم می کنی
بانو آرتمیس جان و بقیه دوستان عزیز اگر شما هم نظر بدهید ممنون می شوم.

سلام مانترا ۱۳۸۸ 

خیلی خوشحالم اینجا هستین 

گل بود به سبزه هم اراسته شد

تمام خرد های که شما فرمودین یادداشت کردم و نکته نکته درحال اجرا هستم

فقط تو را میپرستم فقط از تو یاری میخواهم
بانو آرتمیس جان بزرگ ترین مشکلش اینه که هورمون عشق یا استروژن اش بالا رفته و فقط داره بر پایه احساس ...

سلام دوستان

دقیقا عزیزم. هورمونی که فقط قبل از ازدواج به این شدت فعال هست و بعد از اون غیب یا کمرنگ میشه. اما متاسفانه هیچ کس عملکرد این هورمون رو برای دخترها نمیگه تا بدونن فریبی بیش نیست.

افلاطون حرف خوبی میزنه، میگه عشق، فریب طبیعت هست. برای اینکه یک زن و مرد کنار هم قرار بگیرند و یک بچه بدن به طبیعت تا طبیعت روال همیشگی خودش رو طی کنه.

بعد از دادن یک بچه به طبیعت، مقداری از زیبایی زن کاسته میشه، چون دیگه بهش نیازی نداره.

زیبایی در زن فقط در یک برهه ای خیلی عالی و با کیفیت خوب هست، اون هم زمانی که قادر به تولید مثل هست تا بتونه یک مرد رو جذب خودش بکنه.

بعد از اون دیگه نیازی بهش نیست و کم کم رو به زوال میره. هر چه زن بچه بیشتری به دنیا میره، طبیعت بیشتر زیبایی اش رو ازش میگیره، چون کارش رو انجام داده و دیگه لازم نداره این زیبایی رو.

اینها چکیده سخنان افلاطون درباره زن و فریب عشق و تولید مثل هست.

کاش دخترهای ما بدونن که به غریزه شون نمیتونن اکتفا کنن تا ابد و این هورمون فروکش میکنه.

بیخود نیست میگن عاشقی سوزی داره، دو ماه و ده روزی داره.

من نمیگم عشق از بین میره، عشق عمیق تر میشه، اما دیگه تب و تاب سوزانندگی نداره و با افزایش سن عقل میاد و جاش رو میگیره و اون وقت که دخترها میگن من اصلا چرا با این مرد ازدواج کردم؟

چرا عیب هاشو ندیدم؟

این خاصیت عشق هست که کور میکنه.

برای اینکه اگر کور نکنه، زندگی ای تشکیل نمیشه.

اگر برگردیم به عقب و دکمه احساس در ما خاموش بشه، با عقل امروزمون، خیلی از کارها و انتخاب هامون رو نمی کنیم.

کاش همه با دخترها و پسرهاشون راجع به این عملکرد درونی صحبت کنن تا هنگام مواجه باهاش، بی منطق و کور عمل نکنن.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2828

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

کات کردیم

gggcgffv | 43 ثانیه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز