2.همچنان بی توجهی ها و بی تفاوتی ها و نادیده گرفتن ها ادامه داشت ولی من باز هم موندم و ساختم.
هیچ وقت سکوت و سازش باعث نمیشه مرد دست از کارش برداره. بلکه باعث میشه فکر کنه حقش هست انجام اون کار.
3.از همسرم خواستم همراهیم کنه اما اصلا اهمیتی نداد.
این یک نشانه است. در یک رابطه سالم زن و مرد همراه و دلسوز هم باید باشن. این نشونه میده مشکلات عمقی حل نشده داره زندگی. اگر از اول همسر همراه نبوده، نشونه این هست که انتخاب غلطه. اما اگر از یک جایی در زندگی مرد دیگه همراهی نمیکنه، نشون میده روش زندگی غلط هست.
4.بازم من صبوری به خرج دادم. یه کم خودم پول داشتم یه مقدارم پدرم بهم داد تا گوشی قسطی بردارم.
باز هم صبوری برای باز نشدن سر مشکل اصلی. هزینه های پیش آمده به عهده همسر هست. سریع جای خالی همسر رو پر نکنید.
5.با همسرم صحبت کردم که با هم بریم ولی همسرم بهونه آورد که ماشین ندارم و کار دارم.
بهانه هایی که باید ریشه اش پیدا و درمان میشد در طول زندگی.
بانو جان مورد ۲. قبلا سکوت و سازش نمی کردم. شما فکرشو کنید من از هر راه ممکن وارد شدم. چه راه های منطقی چه غیر منطقی ولی نتیجه نگرفتم. اون اواخر هم دیگه آخرین راه که سکوت و سازش بودو انتخاب کردم البته بهتره بگم به این نتیجه رسیدم هیچ راهی برام وجود نداره و از تلاش دست کشیدم و منتظر موقعیتی بودم که به رابطه خاتمه بدم.
مورد ۳. بله متاسفانه انتخاب از اول غلط بود چون از همون اول همراهی نکردن. یا چندباری که همراهی کردن موقتی بود و بعدها فهمیدم صرفا به خاطر منافع شخص خودش بوده.
مورد ۴. بله درسته هزینه ها به عهده ی همسرم بود ولی وقتی تحت هیچ شرایطی نمیداد و همیشه میگفت ندارم من چه کاری از دستم برمیومد؟
مورد ۵. من ۴ سال نهایت تلاشمو به کار بردم تا ریشه ی مشکلاتمو حل کنم اما نشد. به هر دری زدم. هر کاری میتونستم کردم. حتی بیشتر از اون چیزی که باید تلاش کردم و وقت و انرژیمو هزینه کردم اما نشد.