2777
2789
عنوان

صمیمیت ممنوع

| مشاهده متن کامل بحث + 395108 بازدید | 1784 پست
سلام عزیزم. نباید قطع رابطه میکردی. صورت مساله رو پاک کردی. برو و بیا، اما در حد معقول. پای غیبت ...

ممنون از ما 🙏

در واقع با شخص همسرم ظالمانه دعوا کردند، همسرم باهاشون قهر کرده، منم پیرو اونم. 

با این تفاسیر، شما چه پیشنهادی دارید؟ 



خوب دخترها، دیگه وقت امتحانه.

میخوام بفرستمتون ماموریت.

یکی از دوستان نظر من رو میخواست برای این تاپیکی که لینک میدم.

دوست دارم برید یکی دو صفحه اول رو بخونید و راهنماییش کنید.

ببینم چکار می کنید؟

از این به بعد میخوام بهتون تمرین بدم تا جدی تر کار کنید.

https://www.ninisite.com/discussion/topic/5228682/من-همونم-که-گفتم-همکارم-زنشو-طلاق-نداده-امد-خواستگاریم?page=1

خوشا راهی که پایانش تو باشی...

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

مردها نیازهای عشقی متفاوتی دارند :

احترام گذاشتن , تقدیر کردن , قدر زحمات آنها را دانستن و بالاخره عدم قطعیت..


همه این نیازهای عشقی باید در حد متعادل تأمین بشود..

اکثر زن ها به سه نیاز اول توجه می کنند...و این باعث می شود که مرد در رابطه دچار کسالت می شود و حوصله اش از اون رابطه سر می رود..


سلام مانتراجان. خوش اومدی. چقدر خوشحال شدم دیدم اینجایی.


ممنون بانو آرتمیس جان! 


من هم خیلی خوشحال شدم تاپیک جدیدتون را دیدم...حتما همه پست هاتون را با دقت می خونم و استفاده می کنم..

تو دو صفحه اول مطلب گفته شده، لازم نیست همه اش رو بخونید و وقت بگذارید.

شاید یک یادآوری ای باشه برای اکثر ما که یاد حال اوایل ازدواجمون بیفتیم.

خامی های بزرگی که منجر شد به سیاه ترین روزهای زندگی.

نا آگاهی های بزرگ.

ندیدن نشانه ها.

خیلی آموزنده است، حتما ببینید و نظرتون رو بگید.

آخر تاپیک خودش بگید و راهنماییش کنید که اینجا شلوغ نشه، اما اشتباهاتش رو اینجا لیست کنید.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...
تو دو صفحه اول مطلب گفته شده، لازم نیست همه اش رو بخونید و وقت بگذارید. شاید یک یادآوری ای باشه برا ...


بانو آرتمیس جان

بزرگ ترین مشکلش اینه که هورمون عشق یا استروژن اش بالا رفته و فقط داره بر پایه احساس تصمیم می گیره...

الان اون باید فقط روی شناخت خواستگارش بر پایه واقعیت ها تمرکز کنه و از خیال پردازی و به اصلاح فانتزی و ترسیم دنیای خیالی عاشقانه دست برداره..


بانو آرتمیس جان

این موضوع که پیش آمد یاد مشکل یکی از  موکل هام افتادم..

موکلی دارم که تحصیلکرده است و موقعیت اجتماعی خیلی خوبی داره.. ..به ظاهر متین وباشخصیت است...هجده سال پیش با آقایی  ازدواج کرده که سطح تحصیلاتش از ایشون پایین تر بوده..خانم دکترا داره و آقا لیسانس...یه فرزند دختر هم دارندکه سیزده ساله است..

 از همون ابتدای ازدواج اختلاف های فکری زیادی با همسرش داشته..جوری که اصلا ارزش ها و دیدگاهاشون شبیه هم نبوده و همیشه با هم اختلاف سلیقه داشته اند و همین باعث درگیری و تنش های زیادی بینشون بوده که در نهایت موکل من تسلیم شده و آقا به تدریج زمام کل زندگی را به دست گرفته و  تا الان فقط طبق دیدگاهها و عقاید خودش زندگی را پیش برده..


ایشون تعریف می کرد که همسرش همیشه به اون ایراد می گرفته که چرا سعی نمی کنه از ظرافت زنانه اش برای پیشرفت در کار استفاده کنه....تا اینکه از سال گذشته همسرش او را تشویق می کنه که به یکی از همکارهای مرد که موقعیت کاری و اجتماعی خیلی خوبی داشته نزدیک بشه..این خانم هم به توصیه همسرش عمل می کنه و عملا طی نه ماه  انچه همسرش می خواسته اتفاق می افتد و قرار است به زودی این خانم و اون آقای همکار مشترکا یک کسب و کار جدید راه اندازی کنند...


ولی متاسفانه اتفاق بدی که این وسط افتاده این  است که این همکار آقا در همین حین به این خانم ابراز علاقه کرده..خانم گفت تا حالا با هم رابطه فیزیکی نداشته اند و بیشتر در حد رد و بدل کردن پیام بوده.. این آقای همکار هم غیر مستقیم بارها تاکید کرده که زن و زندگیش را دوست داره و به این خانم فقط در حد یک همکار , شریک و یا حداکثر یک دوست نگاه می کنه ...


مشکل دیگه ای که اخیرا تو زندگیشون ایجاد شده که باعث شد این خانم پیش من بیاد اینه که همسر این خانم هم اخیرا اعتراف کرده که با خانم های مختلفی در تماس پیامکی است و حتی خانم را هم تشویق به این روابط می کنه و می گه برای استحکام زندگیمون خوبه!!! استدلاش هم اینه که معاشرت با آدم های مختلف باعث می شه قدر همدیگر را بیشتر بدونیم...


این خانم بعد این جریان  سعی به جدایی داشت ولی متاسفانه همسرشون اصلا همکاری نمی کردند..


بالاخره خانم تونست با راهنمایی من  همسرش را راضی به جدایی بکنه..با این جدایی همسرش از یک تعهد مالی بزرگ رها می شه ولی مشکل اینجاست که همسرشون فکر می کنه این جدایی صوری است و قرار است این دو بعد از حل شدن مشکل مالی آقا , دوباره ازدواج کنند...


چند روز پیش تو آخرین صحبتی که با این خانم داشتم احساس کردم مردد شده...

از طرفی می گه چون رابطه عاطفی خارج از عرف با همکار آقاش داره عذاب وجدان داره و به توصیه چند تا مشاور می خواد رسما از همسرش جدا بشه...

از طرفی چون قولی از همکارش نگرفته , خیلی تمایل داره به همراه دخترش مهاجرت کنه و از کشور بره...

از طرفی به فکر فرزندشون است که تو سن بلوغ است و احساس می کنه باید کنار پدرش باشه...

 متاسفانه دخترشون هم از روابط پدر و هم از رابطه مادر خبر داره....

از طرفی همسرش فکر می کنه این جدایی صوری است و قرار است آنها فقط در برگه از هم جدا بشن....و ایشون هم می گه نمی خوام در حق همسرم نامردی کنم..


به نظرتون این زندگی با این اوصافی که تعریف کردم ارزش ادامه دادن داره؟



از طرفی می گه تا به حال حداقل سه یا چهار مشاور روانشناس رفته و همه با شنیدن شرایط زندگیش توصیه کردند جدا بشه...


 از طرفی عذاب وجدان داره که بر خلاف تصور شوهرش بعد طلاق , واقعا از همسرش جدا بشه...


از طرفی اگر حقیقت را به همسرش بگه که واقعا قصد جدایی داره , قطعا شوهرش همکاریش را قطع می کنه و به این راحتی نمی شه طلاقش را گرفت...


از طرفی به من گفت چون در دوران تاهل به همکار آقاش نزدیک شده خیلی عذاب وجدان داره و می خواد رسما خودش را از تأهل خارج کنه شاید یک کم از فشار روانی اش کم بشه...علاوه بر این اختلاف های فکری زیادی با همسرش داره که تا حالا باعث کلی تنش بین انها شده و بر همین اساس مشاور ها هم توصیه کردند جدا بشه...


از طرفی به فکر دخترش است که آیا این جدایی به نفع دخترش هست یا نه...


خیلی مردد است..نمی تواند تصمیم قطعی بگیره...



به نظر من :

جدایی مراحلی داره...جدایی عاطفی, جدایی فیزیکی و جدایی قانونی و رسمی

زندگی که در اون یکی از طرفین به دیگری خیانت می کند  جدایی عاطفی اتفاق می افتد...و هر دوی اینها به همدیگر خیانت کرده اند....در نتیجه هر دو از نظر عاطفی از هم جدا شده اند...جدایی قانونی هم داره به زودی اتفاق می افته ولی آنها نمی خوان به جدایی فیزیکی تن بدهند... می خوان این زندگی که چیزی جز یک پوسته ترک برداشته از اون باقی نمونده را نگاه دارند...چرا؟


آقا مخالف است چون  تو این سالها برای خودش امپراتوری درست کرده که نمی خواد به این راحتی از دستش بده...در نظر دیگران زندگی اون خوب و بدون مشکل است...اون نگران قضاوت  و جایگاه خودش پیش خواهر و برادرها و دیگران است..


خانم هم به مرز افسردگی و بی حس شدگی رسیده ...دیگه هیچی براش مهم نیست...حتی بعد فهمیدن خیانت شوهرش هم واکنشی نشون نداده...خواهرش اون رو پیش من آورد...استدلالش این بود که وقتی خودم خیانت کردم چرا باید از خیانت شوهرم ناراحت بشم...

نسبت به بقیه مشکلات زندگیش هم کاملا بی تفاوت شده..انگار عادت کرده...به همه چی..به رد شدن..به نادیده گرفته شدن...فکر کنم دیگه عزت نفسی براش تو این سالها باقی نمونده...


پس این خانم باید رو عزت نفسش کار کنه....




 

خوب دخترها، دیگه وقت امتحانه. میخوام بفرستمتون ماموریت. یکی از دوستان نظر من رو میخواست برای این ت ...


من تو تاپیک قبلی شون یکم راهنمایی کردم ولی ازشون خواستم قبل از جواب مثبت این تاپیک رو خوب بخونن


خوشحالم که قبل از هر تصمیم احساسی اومدن و راهنمایی میگیرن...



Love needs   گرتا توضیح می دهد که نیاز عشق در زنان با مردان کاملا متفاوت است. و این موضوع ...

سلام مانترای عزیز خیلی خوشحالم که در این تایپک هم هستی.منم خیلی دلم میخواد به خودم برسم مو رنگ کنم ارایش کنم ولی شوهرم کلا مخالف این کاراست تا ارایش میکنم میگه برو پاکش کن ازش سرتر نیستم.ولی یه دفعه خودمو خوشکل کرده بودم گفت نمیخوام با این سروضع ببرمت مهمونی نمیخوام اونجا تو چشم باشی و نگات کنن ولی منکه اصلا نه لباسم انچنانی بود فقط یه کم رنگش روشن بود من چطوری به خودم برسم که همیشه تازگی داشته باشم برا شوهرجان

🚫لطفا اینقدلایک نکنید🚫کامنت بزارید😁
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2828
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز