2777
2789
عنوان

صمیمیت ممنوع

| مشاهده متن کامل بحث + 376363 بازدید | 1784 پست
ن دنبال صمیمیت نیستم اصلن دیگه بهش محل نمیدم وختی باهم ت ی جمعیم.اما اونم یجوری رفتار می‌کنه ک انگار ...

خب توهم دقیقا مث خودش باش و خودتو بگیر تا اونم بسوزه و فک کنه تو آدم حسابش نمیکنی

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

میدونی شاپرک من بسیار زودجوشم ولی خب خونواده همسر ادم مجبوره مدام باهاشون باشه بخاطر شوهرامون بخاطر ...

سلام من امروز این تاپیک رو دیدم اوضاعت رو که تعریف کردی میخوام بدونم تو این چند ماه تغییری ایجاد شده بهتر شدی یا نه؟رفتار همسرتون تغییر کرده؟ منم همیشه خیلی صمیمی بودم الان خیلی کمتر کردم من از روز اول تو خونشون ظرف میشستم جمع کن مرتب کن ولی الان خیلی کمتر کار میکنم خیلی کم شما چطور شدی؟ 

میشه سوالی بکنم در مورد خود شخص همسر؟اشکالی نداره؟

عزیزم بپرس اگه دوستان بدونن جواب میدن.

البته بانو آرتمیس توی تاپیک جدیدش هست.

میتونی اونجا بپرسی.https://www.ninisite.com/discussion/topic/5362129/بت-خانواده-همسر-را-بشکنید

عزیزم بپرس اگه دوستان بدونن جواب میدن. البته بانو آرتمیس توی تاپیک جدیدش هست. میتونی اونجا بپرسی. ...

ممنونم گلم من اینجا میگم اونجام میگم هرکس تونست راهنماییم کنه


سلام لطفا منو راه نمایی کنید نمیخوام بچه بازی در بیارم ......ما سنتی ازدواج کردیم متاسفانه تو صحبتا خیلی کلی حرف زدیم مثلا در مورد پوشش من گفتم نظرتون راجع به پوشش چیه اونم گفت هرچی بیشتر بهتر .....منم گفتم من همینجورم یکم موهام معلوم بود گفتم ولی هیچ وقت چادر نمیپوشم اونم گفت اصراری رو چادر ندارم ....دوران عقدمون خوب بود حتا من خیلی بیشتر از یکم موهام بیرون بود ساپورت و سارافون میپوشیدم تا زانو و مانتو روش برا مهمونی بعد میرسیدیم مانتو در میاوردم ......ولی درست از یه هفته بعد عروسی کلا برگشت موهات معلومه ...دو تا تار میزنه بیرون سریع میگه .یا سارافونت کوتاهه ...شلوار بپوش روی ساپورتت بعد رسیدیم اونجا در بیار .این رنگش خوب نیست 

شال نپوش   روسری بپوش 

ارایش نکن 

خلاصه اینطور .....و من خیلی حس میکنم داره بهم توهین میشه ....دارم از اصل خودم فاصله میگیرم ...داره اعتماد بنفس منو خراب میکنه ....بعد چند بار ازش ناراحت شدم و دیگه سکوت کردم یه جورایی قهر ....بعد این سری میگه در مورد حجاب باهات حرف میزنم ناراحت میشی 

اینا نباید زندگیه 

کسی که با من زندگی میکنه نباید اینجور باشه اگر نمیتونی بگو یه فکر اساسی بکنیم ....

تو بقیه مسائل خیلی منعطفه ولی این مسائل حال بهم زن اصرار داره روش .....مثلا بیرون میریم من یهو نگاهم میره یه جا میگه کجا نگاه میکنی ......با اینکه من خودم معمولی اماااا خیلی قبلن هم ارایش نمیکردم ...یا خیلی بخوام موهام بزنه بیرون نه مثلا یکی دو سانت روسریم عقب بود ....چند روزه میخوام بهش یه جواب خوب بدم ولی هی دارم با خودم کلنجار میرم که چی بگم بهتر باشه.لطفا راهنماییم کنید 

اخه من و همسرم به یه مشکل بزرگ برخوردیم یکسال قهر بودیم و الان یکماهه اشتی شدیم و اصلا صمیمی نیستیم ...

ی مدت به شوهرت بی تفاوت باش تا خووش بیفته دنبالت و واسه توجخ گرفتن ازت له له بزنه.

البته منظورم بداخلاقی و کم محلی نیس.بداخلاقی نکن وظایفتم انجام بده ولی تمرکزتو بذار رو خودت اصلا به روش نیار که ناراحت شدی که رفته خونه خواهرش بدون تو.درعوض توهم بهش نشون‌بده که اگه پاش بیفته توهم‌بلدی تنهایی خوش بگذرونی.

این روشو خودم استفاده کردم و جواب ۱۰۰%ی گرفتم.فقط باید بلد باشی خودتو بگیری

سلام به همگی دوستان و ارتمیس عزیز. ارتمیس جان ممنونم بابت تاپیکهای مفیدت نمی دونم چجوری ازت تشکر کنم ...

من باشم به روشون‌نمیارم که کادو ندادن ولی به شوهرم عملی و زبونی نشون میدم که خانواده های شوهر بقیه کادو میارن واسشون دیگه خودش متوجه میشه که خانوادش کم کاری کردن.ولی به هیچ وجه کادو نمیبرم واسشون و خودمو میزنم‌به اونه راه.درسته ادم خجالت میکشه ولی باید به خجالتت غلبه کنی و نبری.ی وقت خام نشی بگی بذار کادو ببرم واسشون که شرمنده بشن هاااا.نه شرمنده که نمیشن هیچ تازه میگن شما چون عروسی وظیفت بوده .دیدم که میگم

من دارم از دست شوهرم افسرد میشم چون اصلا کارای من یا حرفام براش هیچ ارزشی نداره.اصلا دیگه حال ندارم ...


بی تفاوت باش بهش و دیگه باهاش نرو جایی که جاری هات هستن.بگو حالا که جلو اونا نباید با من حرف بزنی منم کلا باهات نمیام تا هم‌تو راحت باشی هم اونا هم من بخاطر حسادت اونا و دهن بین بودن تو بی احترامی نبیتم

سلام بانو جان میشه جواب منو بدی 

واقعا نمیدونم چکار کنم دیگه خسته شدم

خانواده همسرم و فامیلاشون به شدت مسخره کن هستن و متلک میندازن بهم 

مخصوصا دایی و و خاله و عموش وقتی منو میبینن یا مسخرم میکنن یا متلک میندازن تو جمع منو خراب میکنن 

شما میگید من چه برخوردی با اینا داشته باشم تا دیگه تکرار نکنن ؟

همسرمم اصلا پشتم نیست

بگذارید راجع به واژه صمیمیت با شما حرف بزنم. صمیمیت یک نیاز درونی هست برای داشتن یک رابطه قلبی بدون ...

سلام بانو آرتمیس من دقیقا همون رفتارهایی دارم که شما گفتید انجام بده از روز اول اینطور بودم تو جمع غیبت هاشون نبودم حرفاشون تایید نکردم خیلی رسمی بودم اما اونا خیلی اذیتم کردن بهم گفتن مغروره باید غرورش بشکنیم تا تونستن متلک حرف زدن حتی شوهرم تو خونه توهین بهم میکنه میگه تو هیچ گوهی نیستی خودتو گنده نگیر، بهم میگن ادم نیستی توهین میکنن میگن اجتماعی نیست چکار کنم؟

انسان ها ارزش عشق ورزیدن رو ندارن 💗💗💗
سلام بانو جان میشه جواب منو بدی  واقعا نمیدونم چکار کنم دیگه خسته شدم خانواده همسرم و فامیلاش ...

دقیقا مث من اگه میتونی درخواست دوستی بده حرف بزنیم

انسان ها ارزش عشق ورزیدن رو ندارن 💗💗💗
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   بیبیگلیی  |  16 ساعت پیش
توسط   مورچه۲  |  16 ساعت پیش