2777
2789
عنوان

صمیمیت ممنوع

| مشاهده متن کامل بحث + 376349 بازدید | 1784 پست

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

سلام ملکه جان عزیزم همسرم نه طلاق رو پذیرفت نه شروط منو ما هم وارد مراحل دادگاهی شدیم. دیروز جلسه ...

پس میخواد اذیت کنه..شمام حق و حقوقت رو تا ته بگیر اصصلا کوتاه نیا

مهریه حقته...حالا ک کار ب دادگاه رسید

امیدوارم زوتر حل شه..هر چند فک نمیکنم مهم باشه برات

ی صلوات‌برای حاجتم‌میفرستی ممنون
پس میخواد اذیت کنه..شمام حق و حقوقت رو تا ته بگیر اصصلا کوتاه نیا مهریه حقته...حالا ک کار ب دادگاه ...

عزیزم هدفش اینه منو برگردونه در حالی که هیچ هزینه ای پرداخت نکنه! من هم نپذیرفتم و گفتم اشکالی نداره مگه هدف شما بازگشت من نیست من هم حق و حقوقمو به شما یادآوری می کنم که حساب کار دستتون بیاد.

پس میخواد اذیت کنه..شمام حق و حقوقت رو تا ته بگیر اصصلا کوتاه نیا مهریه حقته...حالا ک کار ب دادگاه ...

البته ملکه جان اولش خیلی ناراحت بودم که کارم کشیده شده به دادگاه ولی بعدش که به خودم قوت قلب دادم و توکل کردم به خدا و به لطف خدا تونستم وکیل خوبی انتخاب کنم، خیلی راحت تر و بهتر وارد عمل شدم. تازه الان میگم چرا از حق و حقوقم بگذرم. 

دیروز من خودم تنها رفته بودم حتی نیاز ندیدم وکیلم همراهم باشه ولی اون با پدرش اومده بود و اعضای شورا از دوستان پدر همسرم بودن. واقعا جو علیه من بود یعنی خیلی سنگین بود و همه اصرار به بازگشت من داشتن ولی منم محکم روی حرفهام و خواسته هام ایستادم و کوتاه نیومدم. خلاصه جلسه ی جالبی بود برام. علی رغم استرسی که داشتم خودمو محکم و قوی نشون دادم و ته دلم فقط از خدا کمک و همراهی می خواستم. واقعا هم به لطف خدا موفق بودم.

البته ملکه جان اولش خیلی ناراحت بودم که کارم کشیده شده به دادگاه ولی بعدش که به خودم قوت قلب دادم و ...

سلام عزیزم

امروز تو فکرت بودم اتفاقا

خدا پشت و پناهت

ایشالله بهترینا برات رقم بخوره  

البته ملکه جان اولش خیلی ناراحت بودم که کارم کشیده شده به دادگاه ولی بعدش که به خودم قوت قلب دادم و ...

ان شاللهه ک هر چی خیره برات پیش بیاد عزیزم

قوی بمون....

من ک تا میخوام دو کلمه حرف بزنم صدام میلرزه

ی صلوات‌برای حاجتم‌میفرستی ممنون
ان شاللهه ک هر چی خیره برات پیش بیاد عزیزم قوی بمون.... من ک تا میخوام دو کلمه حرف بزنم صدام میلرز ...

ممنونم گلم

اتفاقا من توان حرف زدنم خوبه اونم به خاطر تدریسه

البته من زیاد هم کتاب می خونم و دایره ی واژگانم بالاست.

دو روز پیش من تونستم با حرفهام نظر اعضای شورا رو جلب کنم و اونها همگی حق رو به من دادن، همسرم با عصبانیت می گفت این چون بلده کتابی حرف بزنه شما حق رو بهش میدین!!! من خنده م گرفته بود😄 ولی اونا گفتن نه خیر آقا، این خانم دارن خواسته های به حق و منطقی خودشونو مطرح می کنن!

بانو جان با خوندن این پیامت کلی گریه کردم به حال خودم . که اینقدر ضعیفم . 😭 دلم میخواست منم مثل شما ...

خونه در حال حاضر در اختیار شماست و حریم خصوصی شما محسوب میشه و شخصی نباید بدون اجازه واردش بشه.حق دارید ناراحت باشید درکتون میکنم.

پیشنهاد میکنم در رابطه با این موضوع با خانواده همسر مستقیما درگیر نشید. این شرایطو باید همسرتون مدیریت کنه. شما با ایشون صحبت کنید و با گفتگو قانعشون کنید که این مساله با خونوادشون با ارامش حل کنند.

با مشاوره بهزیستی تماس بگیرید اگر اشتباه نکنم شماره تماسشون ۱۴۴۰ باشه. شرایطتو بگید راهنماییت میکنند که دقیقا چطور باید این کارو انجام بدید.

Null

من تازه با این تاپیک و بانو ارتمیس آشنا شدم، چقد مطالب خوب و کاربردی

من ذاتن آدمی هستم که دیر صمیمی میشم و کم حرفم، و در خانواده همسرم همین طور بودم نه از رو سیاست بلکه مدلم اینه، همشم مادرش شاکی بود و پیش همسرم گله که زنت چرا با من حرف نمیزنی با من ارتباط نمیگیره، چندبار مستقیم به خودم گفت بقیه فامیل فکر میکنن لابد تو غیراجتماعی هستی، درصورتی که اصلا اینطور نیست، کاملت با آدابم جایی نیاز باشه حرف میزنم، ولی از حرفای خاله زنکی و اینا خوشم نمیاد ببینم حرف جدیه نظرمو میگم، با اقوامش به گرمی حرف میزنم ولی خب ذاتم کم حرفه، علی رغم میل باطنیم بخاطر همسرم سعی کردم یکم با مادرش بهتر باشم، باهاش برم پارک و دوتایی وقت بگذرونیم، ولی الان برگردم عقب اینکارا رو نمیکنم حتی رسمی ترم میشم، چون مادرش بسیار زمینه دخالت داره و همین الانم که یسری حدود و رعایت کردم بازم یسری رفتارا داره ک حس میکنم اونجور که باید باهاش با سیاست نبودم، مثلا یبار یا مانتو پوشیدم کوتاه بود چنان برخوردی بدی باهام کردی و هرچی خواست گفت درصورتی که از نظر حجاب خانواده بازی هستن و همسرمم بارها پیشش پوشیدم و مشکلی نداشت، حرفای خیلی سنگینی زد ک در شانم نبود، همیشه هم حلوی من با داد و بیداد و حرفای بی ربط با همسرم دعوو میفته و اصلا ملاحظه منو نمیکنه، نمیدونم چه سیاستی به کار ببرم که باهام انقد راحت نباشه، اینم بگم خیلی آدم زنگی هست، همش دوست داره بهش زنگ بزنم و حال و احوال، خودشم میزنه، یه مدت ازش دلخور بودم کلا دیگه تماسم و قطع کردم ولی اون مدام میزنه شاید میخواد از رو برم، بنظرتون با هنچین مدلی که هست بهش زنگ بزنم؟ ازنظر خودم زن خوبیه ولی بهترین سیاست برای همچین آدمی عدم صمیمته حداقل ازینی ک هست پافراتر نذاره

بانو جان خوشحال میشم نظر شما رو بدونم و راهنماییم کنید

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   بیبیگلیی  |  7 ساعت پیش