2777
2789
عنوان

جاریم بهم گف...

1064 بازدید | 65 پست

سلام دوستان میخام راهنماییم کنین من ۶ماهه جاری دارشدم عروسی کردن خونمون تهرانه هردو من ۹ساله ازدواج کردم جاریمم ۷سال ازم بزرگتره من ازاول حد حدود رابطم باخانواده شوهرم نگه داشتم زیاد صمیمی نشدم واینا پشت سرم خیلی حرف زدن پیش جاریم ک واقعا شاخ دراووررم حرفایی ک باورش سخته گفتن هرکی میره خونش میندازش بیرون یامثلا پولا پسرم میخوره بدبخت شده درحالیکه خونه دارشدیم توتهران

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

هیییچ کار نکن فقط گوش بده به حرفهاش ولی دم به دمش نده حرف باد هواس برات مهم نباشع به رویه ات ادامه بده

💥 باشدکه خدا همه ی انشاالله هایمان را به الحمدلله تبدیل کند......لطفا برای شفای بیماریم یه صلوات بفرست.

اصلا به جاریت اعتماد نکن بنظره من ... ابدا رابطه اتو باکسی خراب نکن بخاطره حرفاش... چون احتمالش زیاده که حتی اگه حرفی ام زده باشن این خانوم صدبرابر بزرگش کرده باشه پیش شما و از خودش چیزی اضافه کرده باشه چه بسا ی حرف ساده رو اینطور شاخ و برگ داده 

میگن : کار خوبه خدا بسازه سلطان محمود خر کیه ...🤲

خیلی دخالت کردن توزندگی جاریم واس این اومد اینارو گف بهم چون شناختشون واینا ولی من بنظرتون چیکار کنم ...

حرفاتو به فرش بگو به جاری نگو 

شاید میخواد حرف بکشه ازت و بدتر خرابت کنه

بگو بذار بگن مهم نیست خدا هست تنها جوابا همین یک کلمه باشه

تروخدا دیگه با جاریت صمیمی نشو اصلا.

همون رویه درست بوده.

درباره خانواده همسر با جاری صحبت نکن اصلاااااا.

چیزیم خواست بگه بگو مهم نیس برام دربارش حرف نزنیم.

وگرنه یه عمر داستان داری.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز