خب این نظر منه. وابستگی همین بی قراری هاست فقط برات مهمه با طرف باشی. باهاش وقت بگذرونی لابد چون خودت تنهایی و به یه نفر نیاز داری، طرفت بره راحت با ادم بعدی انس میگیری؛ در اصل وابستگی بخاطر خودته و بخاطر تنهایی و حضور فیزیکی طرف برات مهمه...
اما عشق این نیس. عشق بدست اوردن نیس؛ برات حال روحی طرف مهمه. همینکه طرف خوش باشه برات مهمه؛ چه بهتر که با تو باشع ولی وقتی با تو نباشه و با کس دیگه ای خوش باشه تو هم از خوشحالیش خوشحالی. برای شاد بودنش فداکاری میکنی. از هیچی براش نمیگذری.
مثل عشق ناب استاد شهریار. تا 47 سالگی مجرد بود و با هیشکی رابطه نداشت. بقول خودش پسر موند. عشقش ازدواج کرده بود و شهریار نمیتونست با کس دیگه ای بره...
اما این امروزی ها راحت جایگزین میکنن. خیانت میکنن. فراموش میکنن... و....