2777
2789

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

فحش براچی بدیم

تیارا هستم عزیزان مدرس زبان کره ای/کاربری قبلیم به فنا رفته  یادمون باشه اینجا مجازیه ما حتی ادمایی رو که از نزدیک دیدیم رو هم نمیتونیم قضاوت کنیم چه برسه کسایی که کلا ندیدیم  شاید که کسی حتی سر کوچیکترین مشکلش اینجا به دوستای نی نی سایتی پناه اورده.....پس قضاوت نکنیم  سوال شخصی جواب نمیدم.
ترس فقط فیلم دابه تیزرشو دیدم تا سه ماه بخدا خوابم نمیبرد شبا

کارت اشتباهه دیگه 

منم یه بار با یه تیزر ترسیدم 

اونموقع ها خدایی ادم ترسویی بودم

سراخر تصمیم گرفتم کل فیلم و ببینم

باورت نمیشه..وقتی دیدم اخرش ادم بدای فیلم از بین رفتن اروم شدم

✨از خداي خالق الماس ؛هيچوقت كم نخواه✨
ترس فقط فیلم دابه تیزرشو دیدم تا سه ماه بخدا خوابم نمیبرد شبا

چجوری بود>؟

تیارا هستم عزیزان مدرس زبان کره ای/کاربری قبلیم به فنا رفته  یادمون باشه اینجا مجازیه ما حتی ادمایی رو که از نزدیک دیدیم رو هم نمیتونیم قضاوت کنیم چه برسه کسایی که کلا ندیدیم  شاید که کسی حتی سر کوچیکترین مشکلش اینجا به دوستای نی نی سایتی پناه اورده.....پس قضاوت نکنیم  سوال شخصی جواب نمیدم.

تو خونه تنها بودم خواب بودم یهو یکی پتو رو سرم  کشید چشمام بسته بود بازش نکردم فقط قلبم تند تند میزد تا نگو خواهرم یواشکی امد خونه من و ترسوند

ظلم نکن..خدا برای ظالم بخشنده نیست

اسی چند شب پیش با یکی ازین تاپیکا روبروشدم

هرچی داشتن رو میکردن

تاصبح بیدار بودیم

من وقتی کامل روز روشن شد از تجربیاتم گفتم

گناه دارن بعضی خانوما تنها زندگی میکنن اخه

✨از خداي خالق الماس ؛هيچوقت كم نخواه✨

یکبار خونه تنها بودم هتفون تو گوشم بود دیدم یکی اسسمو صدا میزنه دراوردم دیدم کسی نیست گفتم خیالاتی شدم رفتم آب بخورم در یخچال و باز کردم یک دفعه شیشه آب افتاد پایین خورد شد اومدم جمع کنم یکی زنگ خونمونو زد رفتم در و باز کنم دیدم هیچکس نیست یعنی برگام ریخت بعد

اون قدیم قدیما یه گربه یه مرد رو برده با خودش به یه عروسی گویا زیر زمین رفتن هر چه بیشتر میرفتن ته زمین گربه بزرگتر میشده.... و در نهایت مرده خودش رو تو یه مجلس بزن و بکوب میبینه.... 

دخترهای عزیزم خدا بهترینها رو براتون رقم بزنه💜
واییی

بعد اسیرش کرد جنه رو چند ماه

بعد گفت تا هفت جد با بچه هام کار نداشته باش

بعد من ی شب خواب بودم تو یه خونه ای بودیم

هی انگار یه گربه سیاه رد میشد

بابامم اونو دیده بود

بعد یشب خواب بودم انگار یه نفر پامو گاز گرفت این شوخی نیستا راسته اون موقع16 سال اینا داشتم حالا نمیدونم چرا اینجور شد.

بابامم راننده شب بود

تنها داشت از بهشت زهرا رد میشد گفت هی صدای ضبط ماشین کم میشد هی صداشو بالا میبردم هی کم میشد

9/9/99به آرزوهام رسیدم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز