بعد اسیرش کرد جنه رو چند ماه
بعد گفت تا هفت جد با بچه هام کار نداشته باش
بعد من ی شب خواب بودم تو یه خونه ای بودیم
هی انگار یه گربه سیاه رد میشد
بابامم اونو دیده بود
بعد یشب خواب بودم انگار یه نفر پامو گاز گرفت این شوخی نیستا راسته اون موقع16 سال اینا داشتم حالا نمیدونم چرا اینجور شد.
بابامم راننده شب بود
تنها داشت از بهشت زهرا رد میشد گفت هی صدای ضبط ماشین کم میشد هی صداشو بالا میبردم هی کم میشد