یه پسره که بهش میخورد ۱۰.۱۱ سالی ازم بزرگتر باشه
میگفت بیا تو کوچه
بعد کوچه چطوری بود؟
تنگ
تاریک
خرابه
یهنی مگسم اونجا نبود
گفتم بیااااا
چشممم
تورو خدا درخواست دیگه ای نداری؟
ول کنم نبود هی میگفت بیا تو کوچه
سکتهه رو زدم
وشروع کردم قدم زدن
میرسیدم به یه قسمت دل میکردم و دور میزد میزدم و باز برمیگشتم
بعد تو اون قسمت آخر که هی دور میزدم رفته بود وایستاده بود پشت دیوار آپارتمان که یهو گیرم بندازه شماره رو بگیره
ولی من ندیده بودمش😭😂😂😂
وقتی تو تاکسی نشستم دیدم پشت دیوار وایستاده منتظرم خداروشکر کردم که دور آخرو نیومدممممم