2821
2789
عنوان

لک دیدم 😫

146 بازدید | 13 پست

سلام خانوما من 8 هفته و 2 روزمه امروز یک لک خیلی کوچیک قهوه ای دیدم به نظرتون خطرناکه کسی بوده تو این هفته اینطوری شده باشه

تیکر تولد ۵ سالگی دلبرم😍 لحظه دیدنت انگار که یک حادثه بود، حیف چشمان تو این حادثه را دوست نداشت... سیب را چیدمو در دلهره ی دستانم، سیب را دید ولی دلهره را دوست نداشت... تا سه بس بود که بشمارد و در دام افتد گفت 1 گفت 2 افسوس سه را دوست نداشت... من و تو خط موازی؟ نرسیدن؟ هرگز، دلم این قاعده هندسه را دوست نداشت... درس منطق نده دیگر تو به این عاشق که از همان کودکیش مدرسه را دوست نداشت 🙃 

سلام دخترا، من چند ساله از سامان‌لعیا خرید می‌کنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدل‌هاشون رو اونجا می‌ذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.

گفتم اگه کسی دنبالشون می‌گرده، از اینجا می‌تونه پیداشون کنه

متاسفانه خطرناكه سريع برو دكتر سونو بنويسه قلب و ديدي؟ 

خدا جونم مواظب بچم باش بند بند دلم به بندبند وجودش بستست خداجونم هديه قشنگتو سالم و سلامت به دستم برسون قول ميدم هميشه مراقبش باشم بيشتر از جونم❤️
آره بابا لک اوکیه من که قشنگ خونریزی داشتم چند بار    

بچه اولمه استرس گرفتم البته فردا وقت دکتر دارم

تیکر تولد ۵ سالگی دلبرم😍 لحظه دیدنت انگار که یک حادثه بود، حیف چشمان تو این حادثه را دوست نداشت... سیب را چیدمو در دلهره ی دستانم، سیب را دید ولی دلهره را دوست نداشت... تا سه بس بود که بشمارد و در دام افتد گفت 1 گفت 2 افسوس سه را دوست نداشت... من و تو خط موازی؟ نرسیدن؟ هرگز، دلم این قاعده هندسه را دوست نداشت... درس منطق نده دیگر تو به این عاشق که از همان کودکیش مدرسه را دوست نداشت 🙃 

متاسفانه خطرناكه سريع برو دكتر سونو بنويسه قلب و ديدي؟ 

بله يک هفته پیش رفتم سونو قلبش تشکیل شده بود

تیکر تولد ۵ سالگی دلبرم😍 لحظه دیدنت انگار که یک حادثه بود، حیف چشمان تو این حادثه را دوست نداشت... سیب را چیدمو در دلهره ی دستانم، سیب را دید ولی دلهره را دوست نداشت... تا سه بس بود که بشمارد و در دام افتد گفت 1 گفت 2 افسوس سه را دوست نداشت... من و تو خط موازی؟ نرسیدن؟ هرگز، دلم این قاعده هندسه را دوست نداشت... درس منطق نده دیگر تو به این عاشق که از همان کودکیش مدرسه را دوست نداشت 🙃 

بچه اولمه استرس گرفتم البته فردا وقت دکتر دارم

میفهمم

من جونم بالا میومد از استرس  

تا ماه 6 فکر کنم همینطور بودم

ترجمه‌ی متون فنی به نفع خیریه       ***به دلایلی نمیتونم درخواست دوستی قبول کنم. ببخشید دوستای عزیزم***
عزیزم خطرناک موقعیه که خونریزی با درد باشع  ولی ختما استزاحت کن نزدیکی نکن باید بری دکتر شیاف ...

ممنون عزیزم 

تیکر تولد ۵ سالگی دلبرم😍 لحظه دیدنت انگار که یک حادثه بود، حیف چشمان تو این حادثه را دوست نداشت... سیب را چیدمو در دلهره ی دستانم، سیب را دید ولی دلهره را دوست نداشت... تا سه بس بود که بشمارد و در دام افتد گفت 1 گفت 2 افسوس سه را دوست نداشت... من و تو خط موازی؟ نرسیدن؟ هرگز، دلم این قاعده هندسه را دوست نداشت... درس منطق نده دیگر تو به این عاشق که از همان کودکیش مدرسه را دوست نداشت 🙃 

استراحت کن تا فردا که بری دکتر خیلی مراقب باش انشأالله که چیز خاصی نیست. من چندهفتس شیاف استفاده میک ...

ان شاء الله سالم بیاد تو بغلتون

تیکر تولد ۵ سالگی دلبرم😍 لحظه دیدنت انگار که یک حادثه بود، حیف چشمان تو این حادثه را دوست نداشت... سیب را چیدمو در دلهره ی دستانم، سیب را دید ولی دلهره را دوست نداشت... تا سه بس بود که بشمارد و در دام افتد گفت 1 گفت 2 افسوس سه را دوست نداشت... من و تو خط موازی؟ نرسیدن؟ هرگز، دلم این قاعده هندسه را دوست نداشت... درس منطق نده دیگر تو به این عاشق که از همان کودکیش مدرسه را دوست نداشت 🙃 

2790
2823
2791
2779
2792