من یه ساله با همسرم بحث زیاد کردم
زبونم تنده و عصبیم
اونم یه ساله که گذشت کرده و هر سری کوتاه اومده
ولی الان دیگه خسته شده با کوچکترین حرف من بهم میریزه
من میدونم اینکاراش ذاتی نیست و فقط بخاطر اینه که بعد از یه سال محکم جلوم وایسه تا زبونمو درست کنم و به قول خودش پرو نباشم
منم بهش حق میدم
منتها مشکلم اینه که نزدیک عروسیمونه
عروسی که نمیخواستیم بگیریم همون آرایشگاه و باغ و اینا
امروز میخواستیم بریم خرید سر یه جمله ام گفت نمیام و بمونه هروقت دلم خواست!
میگه اگه اون حرفو نمیزدی همین امروز خریدامونو میکردیم
حالا خودش میگه بیا زودتر عروسیمونو بگیریم اونجوری من آروم تر میشم و مثل سابق میشم و میدونمم که میشه
ولی خانوادم میگن بذار بعد از محرم صفر تا آروم بشه
خودم خیلی دو دلم
از طرفی دلم نمیخواد این روزای جهاز بردن و خرید اینامون با حال بد باشه
از طرفی هم واقعا نمیتونم در عرض یه هفته تغییر کنم که
انقدری حساس شده که با یه جملهی منم بهم میریزه
واقعا سر دوراهی گیر کردم
نمیدونم میگم بگیرم الان ولی دیگه کمتر حرف بزنم
یا صبر کنم دو سه ماه دیگه
نمیدونم واقعا گیر کردم