بعد هجده سال مستاجری و بدبختی با یه دنیا قرررضض و وام و فلاکت یه خونه نقلی خریدیم بماند که پیر شدم، امروز که تحویل گرفتیم دیدم از هر طرف مشرف به چند خونه است یعنی به هیچ عنوان نمیونیم پرده رو کنار بزنیم کاملا داخل خونه رو همه میلینن،نگید که کور بودی مگه؟آره کور شدیم اون موقع انگار ندیدیم شایدم خنگ،حالا چه خاکی به سرم بریزم؟ ؟تا الان از بس زجر کشیدم و غر زدم دیگه نمیتونم پیش شوهرم گلایه کنم برچسب غرغرو و کم صبری رومه.واقعا چه خاکی به سرم بریزم؟
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.