به گوشم مژدهای آمد که امشب یار میآید
به بالین سرم آن سرو خوش رفتار میآید
کبوتر وار ، دل پر میزند در مجمر حسنش
چنان تسکین دهم کان آتشین رخسار میآید
همی در انتظارم ، کی شود یارم ز در داخل
به مهمانی برم با حشمت بسیار میآید
فضای این جهان از عطر گل پر گشته و گویا
نگار من همی با زلف عنبر بار میآید
مشو غمگین صبوحی گر دلت رفته است از دستت
چرا گر میرود دل از کفت دلدار میآید
@آواتنهام