یه مدت نیستم دوریم و تحمل کنید تا برمیگردم😃🖐زندگیم اونجایی خیلی دلم واسه خودم سوخت که رفتم پیتزا پنج تومنی خریدم طرف گفت نوشابه هم بیارم؟چون پول نداشتم گفتم نه نوشابه واسم خوب نیست بعد طرف گفت نوشابه اش رایگانه. با هرگازی که به پیتزا میزدم یه قطره اشک از گوشه چشمم می ریخت پایین
یه کم دقت کنی دوباره نوشتم .اون متن اول رو اشتباه نوشتم گوشیم ایراد داره باید چند دفعه بنویسم پاک کنم تا درست شه .تا حالا همچین فامیلی دیدین مگه .مسخره کردن خوب نیست
خدایا مارا به غصه های معمولی مان برگردان...به قسط های عقب افتاده ،ترافیک های طولانی،خیابان های شلوغ، دغدغه های زیاد،هدف های سخت،خستگی های مفرط...به همان روزها که همدیگر را قضاوت میکردیم وبه قضاوت های هم توجهی نمی کردیم.به همان روزها که دنیا اینقدر آلوده نبود،که آلوده بود وحاد نبود ،که آلوده بود واز آلودگیش نمی مردیم...که دلواپس حال عزیزانمان بودیم نه جانشان !ما را برگردان به روزهایی که سلامتی اینقدر گریز پا نبود ،که میشد لابه لای همین مشکلات و دغدغه های ریز ودرشت،با خیالی آسوده فنجانی برداشت ،چایی ریخت ...کنار پنجره ای ایستادودر کمال اطمینان و آرامش نفسی عمیق کشید .که می شد کسی را به آغوش کشید وآرام شد .میشد دستان کسی را گرفت وبدون هراس تمام شهر را قدم زد وغصه ها و درد ها را فراموش کرد .دلمان لک زده برای یک آغوش، یک لبخند ،یک خیال تخت...دلمان لک زده برای یک زندگی آرام و معمولی ...خدایا در آغوشمان بگیر که خسته ایم ...خودت حال زمین را خوب کن