من تو یه بیمارستان فعالیت میکنم شوهرم مدتیه بیکار شده هی من گفتم برو دنبال کار فکر میکردم خودشم میخواد هی چند جا رفت گفت در حد من نیست دیگه به رئیس بیمارستان خودمون گفتم کلی استقبال کرد بعد روز بعدش زنگ زدن به من گفتن برا یه مرکز کرونا نیرو میخوان برو اونجا تا باهات همکاری کنیم و شوهرت استخدام بشه گفتم باشه یه ماه رفتم حالا که این همه رفتم شوهرم باز زده زیرش دیگه خسته شدم
دعوامون شد و میخواست با لباس تو خونه پرستم کنه بیرون و کتکم زد
همیشه با شوهرم مشکل داشتم اما با سازش جلو رفتم به امید اینکه درست بشه حالا میبینم همه سازشم
غلط بوده و باید از همون اول جدا میشدم
حالا میخوام همه تلاشم بکنم جدا بشم حتی اگه تمام دنیا بخوان له م کنن
پس انداز دارم میخوام برم خارج درست بخونم
از خانومت میخوام فقط قدر خودشون بدونن سازش نکنن