دقیقا مشکل من
و خانواده ام که بسیار مهربون ان هیج کاریش نکردن
یه مدت خیلی فحش های بد پدر و مادر میداد
منم خانوادو تو عمرشون یه فحش هم نه تو خونه نه بیرون نگفتن ... پاستوریزه پاستوریزه
دعوامون بالا گرفت
دوید ننه باباش برام اوردم
ریختن تو خونه ها
(همیشه این سه نفر روبروی من که یه نفر بودم)
دیگه حساب کن تنهایی با سه نفر روبرو بودم
باباش بهش گفت ماشین بگیر ببریمش خونشون
بعد به من گفت دعواتون سرچی
و ننه اش هم داشت داد و بیداد میکرد و شلوغ کاری
منم دیگه برای همیشه حیا رو گذاشتم کنار
ازش جلو رو ننه باباش پرسیدم
به کی گفتی مادر س گ؟ به کی گفتی
لال شده بود
گفتم فحشی که به من دادی خودتی و مادرت
رنگ نته باباش پرید
باورشون نمیشد پسرشون این بهم گفته
همش فکر میکردند من بیخودی دعوا کرم باهاش!
رفتم که لباس بپوشم
باباش هی میگفت بیا بشین حالا
بیا حرف بزنیم