عقد پسر برادرشوهرمو دختر خواهر شوهرم بود ینی دختر عمه پسر دایی نرفتیم امشب بود همه ناراحتن هی میزنگن چرا نمیاین خیلی بهم برخورد خواهر کوچیک شوهرم ب شوهرم میگ چون زنت با بردار زادم هم سنن حسودیش شده نمیفهمن تو این کرونا با این وضعم
بچی حسودی کنم خدایی ان شالله خوش بخت بشه بخدا اعصابم خراب با این طرز فکرشون انتظار دارن یه زن پا ب ما از سمنان بره ساری تو این کرونا خدایا چقد من بد شانسم