۱۵ روز پیش جاریم بچش به دنیا اومد ما هم یه شب رفتیم ببینیمش منم بچه کوچیک خیلی دوس دارم تو این مدتم ۱۰ بار بهش زنگ زدم و احوالپرسی دیروز زنگ زدم گفتم یه عکس ازش برام بفرست ببینم بزرگ شده فسقلی گفت ببخشید اینترنت ندارم منم گفتم هر وقت داشتی بفرست از دیروزه کلا آنلاینه واقعا ناراحت شدم مگه من میخوام عکسو چیکار کنم؟؟؟؟براتون پیش اومده همچین چیزی؟؟؟؟
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
بعضی ها ذهنشون مریض من خالم زایمان کرد دایی هام و خانماشون فهمیدند مامانم و خاله هامم شش ماهش بود فهمیدند هرکس میرفت غریبه خونش میرفت قایم میشد که مبادا چشم بخوره بچه چیزیش بشه
منم جاریامو دوس دارم من آخریم ولی حس میکنم این ازم بدش میاد از هر نظر ازش سرترم
خب ارتباطتو کم کن باهاش هم خودت راحتتری هم اون
منم همشونو دوست دارم و رابطم خیلی را همشون خوبه ولی بسته به شناختی که از خصوصیات اخلاقیشون دارم ارتباطم یکسان نیست اگر همه جمع باشیم فرق نمیزارم با همه گرممو بگو بخند ولی با یکیشون مرتب در ارتباطم و مثل دوست صمیمی هستیم با یکی در حد ماهی یکبار تلفنی و تو جمع که همو میبینیم ولی در عین حالم همدیگرو روست داریم خیلی با یکیشونم در حد هفته ای یکبار تلفنی و تو مهمونی